احادیث و سخنان

کلمات امام هادی قسمت دوم

۸۶ – (علی بن جعفر همانی) : (۴۲۵) شیخ او را از اصحاب ثقه و مورد اعتماد امام و وکیل آن حضرت بر می شمارد و او را از سفیران ستوده شده دانسته و می گوید : او وکیلی دانشمند و مورد رضایت از وکلای امام هادی و امام حسن عسکری – علیهماالسلام – بشمار می رفت . (۴۲۶)
نجاشی می گوید : او مسائلی از امام هادی – علیه السلام – روایت کرده است . (۴۲۷) احمد بن علی رازی از علی بن مخلد ایادی نقل می کند که گفت : ابو جعفر عمری برایم نقل کرد که ابو طاهر بن بلال به سفر حج رفت و در آنجا علی بن جعفر را دید که انفاق های کلان می کند در بازگشت ماجرا را طی نامه ای به امام گزارش داد و حضرت در پاسخ به ابو طاهر فرمود که : مبلغ دویست هزار دینار به علی بپردازد لیکن وی برای حفظ اموال و حقوق مردم نزد خود و اینکه این دستور تقریبا بی سابقه به نظر می رسید از انجام آن طفره رفت پس از آنکه علی خدمت امام شرفیاب شد حضرت دستور دادند مبلغ سی هزار دینار به او پرداخت کنند
علی بن جعفر از موقعیت ممتازی نزد امام برخوردار بود زمانی میان او و (فارس) کشاکشی رخ داده بود ابراهیم بن محمّد نامه ای به امام نوشت و در آن خواستار حکمت و داوری گشته و پرسید : وظیفه ما اطاعت از کدامیک است ؟
حضرت در پاسخ فرمود : (علی بن جعفر – که خداوند ما را همچنان از او بهره مند سازد – نه درباره اش شکی رواست و نه پرسشی سزا و بالاتر از آنست که با (فارس) سنجیده شود . علی را نزد ما منزلتی است والا پس خواسته های خود را از او طلب کنید و از (فارس) بترسید و مانع از دخالت وی در کارهایتان شوید . این دستور را تو و همه پیروان و مطیعان اهل ناحیه و شهرت بکار بندید . اخبار فریبکاری و شبهه انگیزی فارس به دستم رسیده است به او کمترین اهمیتی ندهد ( ان شاء اللّه) .) (۴۲۸)
گفتگو و نزاعی نیز میان علی ، و ابن القزوینی روی داد؛ ابراهیم بن محمّد همدانی در نامه ای امام را از واقعه مطلع ساخت و پرسید در این میان از چه کسی باید اطاعت کرد .
امام – علیه السلام – پاسخ داد : (مساءله واضح و بدیهی است و جای شک نیست خداوند متعال احترام علیل – علتی بن جعفر – را بالاتر از آن قرار داده است که با ابن القزوینی برابر گردد و با او مقایسه شود لذا تو و تمامی همشهریانت به علی رجوع کنید و حاجات خود را از او بخواهید و از ابن القزوینی پرهیز کرده و اجازه دخالت در کارها را به او مدهید . گزارش های مربوط به عوامفریبی و شبهه انگیزی ابن القزوینی به دستم رسیده است پس به او توجه و التفاتی نکنید . ( ان شاء اللّه) .) (۴۲۹)
۸۷ – (علی بن الحسن) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – یاد می کند . (۴۳۰)
۸۸ – (علی بن الحسن بن فضال) : شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می برد (۴۳۱) و نجاشی درباره اش می گوید : او فقیه اصحاب ما در کوفه بود و ثقه ، محترم ، موجّه و حدیث شناس بشمار می رفت و سخنانش درباره حدیث ، مقبول همگان واقع می شد . علی احادیث بسیاری شنید و لغزشی یا خطایی که بتوان به او نسبت داد وجود ندارد . خیلی کم از افراد ضعیف حدیث نقل کرده است . او در آغاز فطحی مذهب بود و از پدرش که فطحی است روایت نکرده است و خود می گوید :
(در سن هیجده سالگی به مقابله کتب پدرم مشغول بودم و در آن زمان معنای روایات را درک نمی کردم و اینک روا نمی دارم از پدرم روایت کنم) .
علی مستقیما از پدرش نقل نمی کند بلکه از دو برادرش روایت می کند که آنان از پدرشان نقل کرده اند . علی کتب زیادی تصنیف کرد که از آنها کتب زیر به دست ما رسیده است :
( کتاب الوضوء، کتاب الحیض و النفاس ، کتاب الصلاه ، کتاب الزکاه ، و الخمس ، کتاب الصیام ، کتاب مناسک الحج ، کتاب الطلاق ، کتاب النکاح) و چند کتاب دیگر . (۴۳۲)
کشّی می گوید : (ابو عمرو نقل می کند که از ابو نصر محمّد بن مسعود درباره تمام روات سو ال کردم او پاسخ داد : امّا درباره علی بن الحسن بن علی بن فضال باید بگویم در عراق و ناحیه خراسان فقیه تر و فاضل تر از او – که در کوفه می زیست – کسی را ندیدم و کتابی از ائمه اطهار در زمینه ای نوشته نشده بود مگر آنکه علی آن را نزد خود نگهداری می کرد و از همه مردم حدیث بیشتری در حافظه داشت جز آنکه وی فطحی بود و به امامت عبداللّه بن جعفر صادق و پس از آن به امامت موسی بن جعفر قائل بود . علی از ثقات بشمار می رود) . (۴۳۳)
۸۹ – (علی بن الحسین) : علی بن الحسین بن عبدربه ، شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی بر می شمارند . (۴۳۴)
۹۰ – (علی بن الحسین همدانی) : ثقه است و شیخ و برقی او را با همین عنوان (ثقه) از اصحاب امام هادی – علیه السلام – یاد می کنند . (۴۳۵)
۹۱ – (علی بن رمیس بغدادی) : شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می برد و می افزاید که او ضعیف است . (۴۳۶)
۹۲ – (علی بن ریّان) : علی بن ریّان بن الصلت اشعری قمی ثقه است و نسخه ای از امام های – علیه السلام – در اختیار داشت . او کتاب ( منثور الاحادیث) را نوشت . (۴۳۷) شیخ طوسی و برقی او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – یاد می کنند . (۴۳۸)
۹۳ – (علی بن زیاد صیمری) : شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می برد (۴۳۹) و محمّد بن یعقوب از علی بن محمّد از ابو عقیل عیسی بن منصور نقل می کند که گفت : علی بن زیاد صیمری نامه ای به حضرت نوشت و کفنی درخواست نمود . (۴۴۰)
حضرت هادی – علیه السلام – در پاسخ به او نوشت : (تو در سال هشتاد (از زندگی خود) به کفن نیاز داری) و چند روز قبل از مرگش امام کفن را برای او فرستاد . (۴۴۱)
۹۴ – (علی بن شیره) : شیخ او را از اصحاب امام هادی و ثقه و مورد اعتماد می داند . (۴۴۲)
۹۵ – (علی بن عبدالغفار) : شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی نام می برند . (۴۴۳)
۹۶ – (علی بن عبداللّه) : شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد . (۴۴۴)
۹۷ – (علی بن عبداللّه) : علی بن عبداللّه بن جعفر حمیری است و شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد . (۴۴۵)
۹۸ – (علی بن عبداللّه زبیری) : شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد . (۴۴۶)
۹۹ – (علی بن عبیداللّه) : شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی نام می برند . (۴۴۷)
۱۰۰ – (علی بن عمرو) : علی بن عمرو قزوینی العطار، شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – یاد می کنند و او کسی است که نصّ بر امامت امام حسن عسکری را روایت کرده است . (۴۴۸)
۱۰۱ – (علی بن محمّد) : علی بن محمّد بن زیاد صیمری ، شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – معرفی می کند (۴۴۹) و استاد ما آیه اللّه خوئی بر آنست که علی بن زیاد صیمری که نامش گذشت و علی بن محمّد صیمری هر دو یک تن هستند نه دو تن . (۴۵۰)
۱۰۲ – (علی بن محمّد) : علی بن محمّد بن شجاع نیشابوری است و از امام هادی روایت می کرد . (۴۵۱)
۱۰۳ – (علی بن محمّد قاشانی) : علی بن محمّد بن شیره کاشانی است و شیخ می گوید : او ضعیف است و اصفهانی ، علی از فرزندان زیاد مولای عبداللّه بن عباس از خاندان خالد بن الازهر بشمار می رود . (۴۵۲) برقی نیز او را از اصحاب امام بر می شمارد (۴۵۳) و نجاشی درباره اش می گوید : علتی فقیهی فاضل و پر حدیث بشمار می رفت و احمد بن محمّد بن عیسی از او بدگوئی کرد و گفت از او آراء و نظرات منحرف و مطرود شنیده است ولی در کتب او چنین مطالبی یافت نمی شود . از او کتاب ( التاءدیب که همان کتاب ( صلاه) است بجا مانده است و این کتاب موافق کتاب ابن خابنه می باشد به اضافه مسائلی در باب حج . همچنین او کتاب بزرگ دیگری به نام ( (الجامع فی الفقه)) تاءلیف کرده است . (۴۵۴)
۱۰۴ – (علی بن محمّد المنقری) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – بر می شمارد . (۴۵۵) و نجاشی درباره او می گوید : ثقه است و اهل کوفه می باشد و کتاب نوادر از اوست . (۴۵۶)
۱۰۵ – (علی بن محمّد نوفلی) : شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – بر می شمارند . (۴۵۷) علتی از امام هادی – علیه السلام – روایت می کرد و احمد بن محمّد از او نقل روایت کرده است . (۴۵۸)
۱۰۶ – علی بن مهزیار
علی بن مهزیار اهوازی دورقی از مفاخر علما و مشهورترین شاگردان امام هادی بشمار می رفت و ما در اینجا به اختصار به جنبه های مختلف شخصیت این بزرگوار اشاره ای می کنیم :
الف – عبادت
علی از بزرگان پرهیزگار و پاکدامن بود و راویان درباره او گفته اند :
(هنگام طلوع خورشید در پیشگاه عظمت الهی سر به زمین می سایید و سجده می کرد و تنها پس از دعا برای هزار تن از برادران دینی به همانگونه که برای خود دعا کرده بود سر از خاک بر می داشت و بر پیشانی او همچون زانوی شتران پینه بسته بود و این نبود مگر بخاطر عبادت بسیار و سجده در پیشگاه حق) . (۴۵۹)
ب – ستایش امام جواد (ع)
امام جواد – علیه السلام – علی را با پیام ها و نامه های عطرآگینی ستود از جمله حضرت در نامه ذیل او را چنین تحسین می کند :
(ای علی ! در پیروی کردن ، انجام دستورات ، خیرخواهی و پندگویی تو را آزمودم (و تو سرافراز از بوته آزمایش بیرون آمدی) پس اگر بگویم کسی را مانند تو ندیده ام چه بسا راست گفته باشم ، خداوند به تو بهشت برین و آن مقامات والایی که نمی دانی پاداش دهد، من مقام تو و خدمات شبانه روزی تو را در سرما و گرما از نظر دور نداشته ام از خداوند می خواهم در روز قیامت که همه را گرد می آورد آنچنان مخلوقات خود را شیفته و دوستدار تو کند که مایه رشک باشد، بدرستی که خداوند شونده دعاهاست . . .)(۴۶۰)
این نامه تجلیل ، تقدیر و بزرگداشت امام را نسبت به علی به خوبی نشان می دهد و می بینیم که حضرت می فرماید در میان اصحاب خود کسی را مانند ابن مهزیار در دانش ، پرهیزگاری و ورع ندیده است .
ج – تاءلیفات
علی بن مهزیار مجموعه ای مشتمل بر بیش از سی عنوان کتاب که عمدتا در فقه می باشند تاءلیف کرد از جمله کتب زیر را می توان از او یاد کرد : ( کتاب الوضوء، کتاب الصلاه ، کتاب الزکاه ، کتاب الصوم ، کتاب الحج ، کتاب الطلاق ، کتاب الحدود، کتاب الدیات ، کتاب التفسیر، کتاب الفضائل ، کتاب العتق و التدبیر، کتاب التجارات و الاجارات ، کتاب المکاسب ، کتاب المثالب ، کتاب الدعاء، کتاب التجمّل و المروه و کتاب المزار .) (۴۶۱)
د – طبقه او در حدیث
علی بن مهزیار در اسناد حدود ۴۳۷ روایت واقع شده است و از امام رضا، امام جواد و امام هادی – علیهم السلام – و دیگران حدیث نقل کرده است . (۴۶۲) علی یکی از ارکان تفکر شیعی و اندیشمندان بزرگ زمان خود و شخصیت های بارز علمی بشمار می رفت .
ادامه (ع)
۱۰۷ – (علی بن یحیی دهقان) : شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می برد و می افزاید که او متهم به غلوّ بوده است . (۴۶۳)
۱۰۸ – (عیسی بن احمد) : شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد . (۴۶۴) او مجموعه ای از اخبار از جمله این حدیث شریف را روایت کرده است :
(حضرت امام علی هادی از پدرش از پدرانش از امیرالمو منین – علیهم السلام – برایم گفت که پیامبر اکرم ( – صلی اللّه علیه و آله -) فرمود : (ای علی !) هر کس می خواهد خداوند را پاک و با ایمنی دیدار کند و بیمی از هراس روز بزرگ و دهشت عظیم نداشته باشد، باید تو و فرزندانت : حسن ، حسین ، علی بن الحسین ، محمّد بن علی ، جعفر بن محمّد، موسی بن جعفر، علی بن موسی ، محمّد، علی ، حسن و مهدی را که خاتم آنانست دوست بدارد و به ولایت شما معتصم گردد) . (۴۶۵)
(غ) (ف)
۱۰۹ – (فارس بن حاتم قزوینی) : شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می برد و می افزاید او غلوّ کننده و ملعون است . (۴۶۶) کشّی می گوید : نصر بن الصباح می گفت : امام هادی – علیه السلام – حسن بن محمّد معروف به ابن بابا، محمّد بن نصیر التمری و فارس بن حاتم قزوینی را لعن کرد . (۴۶۷)
از امام هادی – علیه السلام – اخبار زیادی در لعن فارس و اجتناب و دوری شیعیان از او وارد شده است . زیرا او عامل گمراهی و انحراف بشمار می رفت . در اینجا به پاره ای از اخبار محکوم کننده ابن حاتم اشاره می کنیم :
۱ – عروه طی نامه ای از امام هادی – علیه السلام – درباره فارس استفسار نمود و حضرت چنین پاسخ داد :
(او را تکذیب کنید و رسوا نمایید . خداوند او را از رحمت خویش دور کند و خوار نماید و او در تمام ادعاها و گفته ها و توصیفاتش دروغ می گوید لیکن شما از هم سخنی و برخورد کلامی با وی خودداری نماید و با او مشورت و گفتگو نکنید و راهی برای فتنه انگیزی او باز مگذارید خداوند شر او و امثال او را از سر ما و شما دور کند و خود ایشان را دفع نماید) . (۴۶۸)
۲ – ابراهیم بن داوود یعقوبی با ارسال نامه ای از حضرت امام هادی – علیه السلام – درباره فارس پرسش کرد و حضرت پاسخ داد : (به او توجهی مکن و اگر نزدت آمد او را سبک و خوار کن) . (۴۶۹)
۳ – امام هادی – علیه السلام – نامه ای درباره فارس بدین مضمون به علی بن عمر قزوینی نگاشت :
(درباره فارس پرسیده بودی به یقین بدان تنها آن چیزی را خواهم گفت که مطابق واقع و راه صحیح باشد و تو را به امیری خلاف واقع و مغضوب خداوند رهنمون نخواهم شد امّا آنچه باید انجام دهی آنست که با تمام کوشش و توان خود، فارس را لعن کنی و دشمنی او را پیشه نمایی و بهر وسیله بتوانی شر او را دفع نمایی ؛ زیرا تو را به دیانت حقیقی دستور می دهم پس بکوش و با شدت او را لعن و رسوا کن ، عرصه را بر او تنگ کن و راهی برای نفوذ او در میان اصحاب ما باز مگذار و کوشش های او را تباه ساز به یاران ما در آنجا نیز همین را بگو و آن را برایشان استوار کن زیرا من فردای قیامت در پیشگاه خداوند از این امر مو کّد و مهم پرسش خواهم کرد . پس وای بر منکر و سرکش . (این نامه را) به خط خود در شب سه شنبه نهم ربیع الاول سال ۲۵۰ ه – نگاشتم . به خدا توکل می کنم و او را سزاوار ستایش بسیار می دانم . . .) . (۴۷۰)
اینها برخی از نامه هایی بودند که امام درباره این شخص منحرف و از دین خارج شده و دشمن اسلام نگاشتند .
(فارس) بدعتگری گمراه بود که مردم را به خروج از حدود دین و تحریف آیات و مسخ اسلام فرا می خواند و ما آراء او را هنگام بحث از دوران امام خواهیم آورد . بهر حال خیانت این شخص مسخ شده و حیوان صفت تا بدانجا رسیده بود که امام خواستار هلاکت وی شده و می فرمود :
(کیست آنکه مرا از او راحت کند و او را بکشد تا من نزد خداوند ضامن بهشت برای او باشم) . (۴۷۱)
۱۱۰ – (فتح بن یزید جرجانی) : شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی بر می شمارند (۴۷۲) و نجاشی او را صاحب مسائل – فکر می کنیم پاسخ هایی است که امام هادی – علیه السلام – در برابر پرسش هایی که از ایشان شد فرمودند – می داند .
۱۱۱ – (فضل بن شاذان نیشابوری) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – بر می شمارد . (۴۷۳) فضل یکی از برجسته ترین و چیره دست ترین عالمان اسلامی و متفکران شیعی بشمار می رود و در عصر خود در علوم و فنون مختلف آثار ارزشمندی بجا گذاشت و ما در اینجا فهرست وار برخی از جنبه های شخصیتی این بزرگوار را می آوریم :
ستایش امام حسن عسکری (ع) :
امام حسن عسکری هنگام ملاحظه یکی از آثار این بزرگوار با الفاظی عبیرآمیز و عطرآلود بر او درود و رحمت فرستاد و فرمود : (بر اهل خراسان بخاطر بودن فضل و اقامت او در آنجا غبطه می خورم و رشک می برم) . (۴۷۴)
بار دیگری که امام یکی از تاءلیفات فضل را مشاهده فرمود . سه مرتبه بر او درود فرستاد و طلب رحمت نمود و سپس این گونه کتابش را تاءیید کرد :
(مطالب این کتاب صحیح و شایسته عمل کردن است) . (۴۷۵)
ردّ بر مخالفین :
فضل به دفاع از اعتقادات خود و زدود شبهه ای که پیرامونش به وجود آمده بود پرداخت و گفت : (من جانشین گذشتگان هستم . محمّد بن ابی عمیر، صفوان بن یحیی و دیگران را درک کردم و از آنان از پنجاه سال پیش تاکنون حدیث نقل کرده ام . هشام بن حکم – رحمه اللّه علیه – که درگذشت یونس بن عبدالرحمن – رحمه اللّه – جانشین او گشت و با مخالفین به جدال و جهاد علمی برخاست تا آنکه او نیز درگذشت و کسی را جز سکّاک بجا نگذاشت و او نیز به نبرد فکری با مخالفان برخاست تا آنکه درگذشت – خدایش رحمت کند – و من پس از آنان – رحمت خدا بر آنان با – جانشین آنها هستم) . (۴۷۶)
فضل جانشین به حق این بزرگان بود و مانند آنان به دفاع از ارزش های اسلامی و حریم اعتقادی اهل بیت و اصولی که آنان بنیان نهادند پرداخت و مخالفان را محکوم ساخت .
تاءلیفات :
این دانشمند بزرگوار در زمینه های مختلفی مانند فقه ، تفسیر، کلام ، فلسفه ، ( علم اللغه) و منطق آثاری به وجود آورد که از ۱۵۰ نوشته و تاءلیف تجاوز می کند . (۴۷۷) برخی از تاءلیفات او را شیخ ، (۴۷۸) نجاشی ، (۴۷۹) ابن ندیم (۴۸۰) و دیگران نقل کرده اند .
۱۱۲ – (فضل بن کثیر بغدادی) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – یاد می کند . (۴۸۱)
۱۱۳ – (فضل بن مبارک) : از امام هادی – علیه السلام – نقل کرده است و محمّد بن عیسی عبیدی نیز از او روایت می کند . (۴۸۲)
(ق)
۱۱۴ – (قاسم شعرانی یقطینی) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – نام می برد و اضافه می کند که او متهم به غلوّ است . (۴۸۳)
۱۱۵ – (قاسم صیقل) : برقی و شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد، (۴۸۴) او از امام رضا و امام جواد روایت می کرد و محمّد بن عبداللّه واسطی از او روایت کرده است . (۴۸۵)
(ک)
۱۱۶ – (کافور خادم) : شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد . (۴۸۶) و ابن داوود او را در قسم اول کتابش آورده و از اصحاب امام می داند و می افزاید که او ثقه است . (۴۸۷)
(ل) (م)
۱۱۷ – (محمّد بن ابی طیفور متطّبب) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – بر می شمارد . (۴۸۸)
۱۱۸ – (محمّد بن احمد بن ابراهیم) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – نام می برد . (۴۸۹)
۱۱۹ – (محمّد بن احمد محمودی) : کنیه اش ابو علی است و شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – بر می شمارد . (۴۹۰) کشّی می گوید : دیدم ابوعبداللّه شاذانی در کتاب خود چنین نوشته بود :
(از فضل بن هاشم هروی شنیدم که می گفت : کثرت و زیادی حج محمودی را شنیده بودم لذا در صدد برآمدم از تعداد آنها با خبر شوم لیکن حاضر نشد دفعات سفرش را به مکه نام ببرد و گفت : ( الحمد للّه) که خبر بیشماری نصیبم شده است .
از او پرسیدم : برای خودت حج می کنی یا به نیابت از دیگری به مکه مشرّف می شوی ؟
گفت : اولین حج را که واجب بود برای خودم انجام دادم و باقی را به نیابت از رسول اللّه بجا می آورم پاداش و ثواب آنها را به اولیاء اللّه و زنان و مردان مو من می دهم .
گفتم : در مراسم حجت چه می گویی ؟
گفت : می گویم : پروردگارا ! دعوت پیامبرت را پاسخ مثبت دادم و به ندایش لبیک گفتم و پاداش خود را از تو و او نثار اولیائت کردم و ثوابم را به زنان و مردان مو من به کتابت و سنت پیامبر ( – صلی اللّه علیه و آله -) و بندگانت بخشیدم – تا آخر دعا) . (۴۹۱)
این روایت روح پاک و نیکدلی او را به خوبی نشان می دهد و گویای تلاش و فعالیت این انسان آرمانی و نمونه که دست پرورده اهل بیت نبوت و رسالت است می باشد .
۱۲۰ – (محمّد بن احمد بن عبیداللّه) : محمّد بن احمد بن عبیداللّه بن منصور کنیه اش ابوالحسن است و شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – نام می برد . (۴۹۲)
۱۲۱ – (محمّد بن احمد بن مطهر) : شیخ او را از اصحاب امام هادی معرفی می کند . (۴۹۳) وی از امام هادی روایت می کرد و عبداللّه بن جعفر از او روایت کرده است . (۴۹۴)
۱۲۲ – (محمّد بن احمد مهران) : برقی او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد . (۴۹۵)
۱۲۳ – (محمّد بن اسماعیل صیمری قمی) : شیخ او را از اصحاب امام هادی معرفی می کند . (۴۹۶)
۱۲۴ – (محمّد بن جزک جمّال) : ثقه است و شیخ او را با عنوان ثقه از اصحاب امام هادی – علیه السلام – بر می شمارد . (۴۹۷) ابن شهر آشوب او را از افراد ثقه و مورد اعتماد امام هادی نام می برد .
۱۲۵ – (محمّد بن الحسن) : نامش محمّد بن الحسن بن شمعون بصری است و شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – نام می برد . (۴۹۸)
نجاشی می گوید : او واقفی بود سپس غلوّ کرد و بشدت ضعیف بود، مذهبش فاسد و روایاتش سست است و احادیثی در زمینه واقفیه بدو نسبت داده اند . از او کتاب هایی بجا مانده است ، از جمله : ( (السنن و الا داب و مکارم الاخلاق) و کتاب (المعرفه) .) (۴۹۹)
کشّی به سند خود از او روایت می کند که گفت : به امام هادی – علیه السلام – نامه ای نوشتم و در آن از تهیدستی شکایت کردم سپس به خودم گفتم : مگر امام صادق – علیه السلام – نفرموده است :
(فقر با ما بهتر از دارایی با دشمنان ما و کشته شدن با ما برتر از زندگی با دشمنان ماست) .
پس از مدتی نامه حضرت رسید که در آن نوشته بود : (خداوند متعال به وسیله فقر گناهان متراکم شده اولیای ما را پاک می کند و می زداید و از بسیاری لغزش ها در می گذرد، و همانگونه که با خودت حدیث نفس کرده ای فقر و تهیدستی با ما و در کنار ما بهتر از ثروت در کنار دشمنان ماست . ما پناهگاه پناه جویان ، چراغ روشنی خواهان و باز دارنده لغزندگان هستیم ، هر که به ما اعتصام جوید از گمراهی نجات خواهد یافت و از تاریکی انحراف ایمن خواهد شد هر که ما را دوست بدارد به قله ایمان و سربلندی دست خواهد یافت و در بهشت برین خواهد بود و هر که از ما منحرف گردد و راهی در پیش گیرد در دوزخ سرنگون خواهد شد) .
همو نقل می کند که : امام صادق – علیه السلام – فرمود : (بر دشمنانتان گواهی می دهید که دوزخی هستند لیکن شهادت نمی دهید که دوستانتان اهل بهشت می باشند جز ضعف چیزی شما را از این اعتراف باز نمی دارد) . (۵۰۰)
محمّد در ۱۲۰ سالگی درگذشت و می گویند : از هشتاد تن از اصحاب امام صادق – علیه السلام – روایت می کرد . (۵۰۱)
۱۲۶ – (محمّد بن الحسن) : ابن ابی خطاب زیات کوفی ، ثقه می باشد . شیخ او را از اصحاب امام علی هادی – علیه السلام – شمرده است . نجاشی گفته است او از افراد جلیل القدر اصحاب ماست که عظیم القدر، کثیر الروایه ، ثه ، عین و صاحب تصانیف نیکوست و به روایتش اعتماد می باشد . دارای کتاب های ذیل می باشد :
( کتاب توحید، کتاب معرفت و بداء، کتاب الرد علی اهل القدر، کتاب الامامه ، کتاب لو لو ، کتاب وصایا الائمه و کتاب النوادر .) (۵۰۲)
۱۲۷ – (محمّد بن حمزه قمی) : شیخ او را با همین عنوان (قمی) از اصحاب امام هادی – علیه السلام – نام می برد . (۵۰۳)
۱۲۸ – (محمّد بن الحصین الفهری) : شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد و می افزاید که او ملعون است . (۵۰۴)
۱۲۹ – (محمّد بن الحصین) : شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد و او را اهوازی می داند . (۵۰۵)
۱۳۰ – (محمّد بن خالد رازی) : کنیه اش ابو العباس است و شیخ او را از اصحاب امام هادی یاد می کند . (۵۰۶)
۱۳۱ – (محمّد بن رجاء خیاط) : شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی بر می شمارند . (۵۰۷)
۱۳۲ – (محمّد بن ریان بن الصلت) : شیخ او را از اصحاب امام هادی و ثقه می داند (۵۰۸) و نجاشی می گوید : او مسائل – پاسخ های حضرت – امام را گرد آورده است . (۵۰۹)
۱۳۳ – (محمّد بن سعید) : محمّد بن سعید بن کلثوم مروزی است و شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می برد و می افزاید که او متکلم بود . (۵۱۰) کشّی به سند خود از نصر بن الصباح نقل می کند که : محمّد بن سعید مروزی از اجلّه و بزرگان متکلمین در نیشابور بود . (۵۱۱)
۱۳۴ – (محمّد بن سلیمان جلا ب) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – نام می برد . (۵۱۲)
۱۳۵ – (محمّد بن صیفی کوفی) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – یاد می کند . (۵۱۳)
۱۳۶ – (محمّد بن عبدالجبار) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – بر می شمارد و می افزاید که او قمی است و ثقه و مورد اعتماد می باشد . (۵۱۴)
۱۳۷ – (محمّد بن عبدالرحمان) : محمّد بن عبدالرحمان همدانی نوفلی است و برقی او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – یاد می کند و می افزاید که او را مکاتبه ای با حضرت بوده است . (۵۱۵)
۱۳۸ – (محمّد بن عبداللّه) : نامش محمّد بن عبداللّه بن مهران کرخی است و شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – نام می برد و می افزاید که او متهم به غلوّ و ضعف است . (۵۱۶) نجاشی درباره او می گوید : (او دروغگو، غلو کننده ، فاسد المذهب و روایاتش نادرست می باشد و بدین صفات مشهور است .
او را کتاب هایی است از جمله : ( کتاب الممدوحین و المذمومین ، کتاب مقتل ابی الخطاب ، کتاب مناقب ابی الخطاب ، کتاب الملاحم ، کتاب التبصره ، کتاب القباب و کتاب النوادی) به جز این کتاب آخر که به واقع نزدیک است باقی کتب او مخلوطی از درست و نادرست می باشد و سخنان باطل بر حق چیره شده است) . (۵۱۷)
۱۳۹ – (محمّد بن عبداللّه) : نامش محمّد بن عبداللّه نوفلی همدانی است و شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – بر می شمارد . (۵۱۸)
۱۴۰ – (محمّد بن عبیداللّه) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – بر می شمارد . (۵۱۹) وی از اهالی طاهی می باشد .
۱۴۱ – (محمّد بن علی بن عیسی) : او محمّد بن علی بن عیسی اشعری قمی است و شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – معرفی می کند . (۵۲۰) نجاشی درباره اش می گوید : (او در شهر قم از بزرگان بشمار می رفت و از طرف سلطان بر آنجا حکم می راند . پدرش نیز که معروف به (طلحی) بود از موقعیت ممتازی برخوردار بود و پرسش و پاسخ هایی با امام علی هادی – علیه السلام – داشت . (۵۲۱)
۱۴۲ – (محمّد بن علتی بن مهزیار) : شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد و می افزاید : او ثقه است . (۵۲۲) از ابن طاووس نقل شده است که محمّد از سفیران و واسطه های امام – که امامیه قائل به امام حسن عسکری درباره آنان اختلافی ندارند – بشمار می رفت . (۵۲۳)
۱۴۳ – (محمّد بن عیسی) : نامش محمّد بن عیسی بن عبید یقطینی است و شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد و می افزاید که او ضعیف است . (۵۲۴) کشّی مجموعه ای از تاءلیفات او را نام می برد از جمله :
( کتاب الامامه ، کتاب الواضح المکشوف فی الرد علی اهل الوقوف ، کتاب المعرفه ، کتاب بعد الاسناد، کتاب قرب الاسناد، کتاب الوصایا، کتاب اللو لو ، کتاب المسائل المحرمه ، کتاب الضیاء، کتاب الظرائف ، کتاب التوقیعات ، کتاب التجمل و المروه ، کتاب الفی ء و الخمس ، کتاب الرجال ، کتاب الزکاه ، کتاب ثواب الاعمال و کتاب النوادر .) (۵۲۵)
۱۴۴ – (محمّد بن الفرج رخجی) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – بر می شمارد . (۵۲۶) وی پیوندی استوار با امام – علیه السلام – داشت و نامه هایی میان آنان رد و بدل شد که پاره ای از آنها بشرح زیر است :
۱ – کشّی به سند خود از محمّد بن فرج نقل می کند که گفت :
(به امام هادی – علیه السلام – نامه ای نوشتم و در آن از ابو علی بن راشد، عیسی بن جعفر بن عاصم و ابن بند (و اعتقادشان) پرسیدم حضرت برایم نوشت : ابن راشد را یاد کردی ، خدایش بیامرزد که سعادتمند بزیست و شهید از دنیا رفت . سپس برای ابن بند و عاصمی دعا نمود) . (۵۲۷)
۲ – کلینی به اسناد خود از علی بن محمّد نوفلی نقل می کند که گفت :
(محمّد بن الفرج به من گفت : امام هادی – علیه السلام – به من نوشت : ای محمّد ! حواست جمع باشد و هوشیار باش . محمّد می گوید : من همچنان در اندیشه معنی جملات فوق بودم و مقصود از آنها را نمی دانستم لیکن خود را جمع و جور کرده بودم که پیکی از طرف حکومت به سراغم آمد و مرا دست بسته از شهر خارج کرد و تمام اموالم را توقیف نمود و مرا به زندان انداخت که هشت سال در آنجا بسر بردم . پس از این مدت مجددا نامه حضرت به دستم رسید که در آن نوشته شده بود : ای محمّد ! در جانب ناحیه باختری ، منزل مکن . نامه را خواندم و گفتم : این دستور را به من می دهد، در صورتی که من با این حالت در زندان بسر می برم جدا که مساءله شگفت آوری است ! اندک مدتی نگذشته بود که مرا رها کردند ( – الحمدللّه -) محمّد نامه ای به حضرت نوشت و در آن از املاک خود و سرنوشت آنها جویا شد و حصرت پاسخ داد : بزودی املاکت به تو داده خواهد شد . همینکه محمّد به سوی عسکر رفت دستور داد که املاک او را باز گردانند لیکن محمّد قبل از آن مرده بود) . (۵۲۸)
این نامه اعتماد حضرت را به محمّد و پیوند استوار آنها را به خوبی نشان می دهد هنگامی که محمّد بیمار گشت امام هادی – علیه السلام – یکی از پیراهن های خود را برایش فرستاد و او آن را زیر سر خود گذاشت و پس از فوت از پیراهن حضرت به عنوان کفن محمّد استفاده کردند .
۱۴۵ – (محمّد بن الفضل) : شیخ و برقی او را از اصحاب امام هادی بر می شمارند . (۵۲۹)
۱۴۶ – (محمّد بن الفضل بغدادی) : از امام هادی روایت می کرد و عبداللّه بن جعفر حمیری از او روایت کرده است . (۵۳۰)
۱۴۷ – (محمّد بن القاسم) : نامش محمّد بن القاسم بن حمزه بن موسی ، ابو عبداللّه علوی است و شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – بر می شمارد . (۵۳۱)
۱۴۸ – (محمّد بن مروان جلاّب) : برقی او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد و شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – دانسته و می افزاید که او ثقه است . (۵۳۲)
۱۴۹ – (محمّد بن مروان الخطاب) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – بر می شمارد . (۵۳۳)
۱۵۰ – (محمّد بن موسی بن فرات) : شیخ او را جزء اصحاب امام هادی – علیه السلام – نام می برد . (۵۳۴)
۱۵۱ – (محمّد بن موسی الربعی) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – یاد می کند . (۵۳۵)
۱۵۲ – (محمّد بن یحیی بن دریاب) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – نام می برد . (۵۳۶)
۱۵۳ – (مصقله بن اسحاق) : مصقله بن اسحاق قمی اشعری است و شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – بر می شمارد . (۵۳۷)
۱۵۴ – (معاویه بن حکیم) : او معاویه بن حکیم بن معاویه بن عمار کوفی است و شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد . (۵۳۸)
نجاشی درباره اش می گوید : او ثقه و بزرگواری است از اصحاب امام رضا – علیه السلام – ابو عبداللّه الحسین می گوید : مشایخ بزرگانمان را شنیدم می گفتند : معاویه بن حکیم ۲۴ اصل روایت کرده است .
او را کتاب هایی است از جمله : ( کتاب الطلاق ، کتاب الحیض ، کتاب الفرائض ، کتاب النکاح ، کتاب الحدود و کتاب الدیات ، حدیث نوادری) نیز دارد . (۵۳۹)
۱۵۵ – (منصور بن عباس رازی) : خانه اش کنار دروازه کوفه به بغداد بود . شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می برد . (۵۴۰) و نجاشی درباره او می گوید : متزلزل و سست عقیده بود و او را کتاب نوادر بزرگی است . (۵۴۱)
۱۵۷ – (موسی بن عمر) : موسی بن عمر بن بزیع ، مولای منصور، مردی است ثقه و شیخ او را از اصحاب امام هادی یاد می کند (۵۴۲) و می گوید : او را ( (کتاب النوادر)) است . (۵۴۳)
۱۵۸ – (موسی بن عمر الحضین) : شیخ او را از اصحاب امام هادی نام می برد . (۵۴۴)
۱۵۹ – (موسی بن مرشد وراق نیشابوری) : شیخ او را از اصحاب امام هادی یاد می کند (۵۴۵) او امامی مجهول الحالی است .
(ن)
۱۶۰ – (نصر بن حازم قمی) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – نام می برد . (۵۴۶)
۱۶۱ – (نضر بن محمّد همدانی) : شیخ او را از اصحاب امام هادی یاد می کند و می افزاید که او ثقه است . (۵۴۷) علامه نیز او را توثیق نموده و او را در کتاب ( الحاوی) در فصل ثقات آورده است .
(ه -) (ی)
۱۶۲ – (یحیی بن ابی بکر رازی) : معروف به ضریر و شیخ او را با همین عنوان از اصحاب امام هادی – علیه السلام – نام می برد . (۵۴۸)
۱۶۳ – (یحیی بن محمّد) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – بر می شمارد . (۵۴۹) لیکن حال او مجهول و ناشناخته است .
۱۶۴ – (یعقوب بن اسحاق) : نامش ، یعقوب بن اسحاق ابو یوسف دورقی اهوازی مشهور به ابن سکّیت است و شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – نام می برد . (۵۵۰) او نزد امام جواد و امام هادی – علیهماالسلام – از احترام زیادی برخوردار بود و از خصّیصین ایشان بشمار می رفت . همچنین او از امام جواد روایات و مسائلی نقل کرده است . (۵۵۱)
ابن سکیت پرچمدار عربیت ، ادبیات ، شعر، لغت و نحو بشمار می رفت و تاءلیفات متعددی از جمله : ( تهذیب الالفاظ و اصلاح المنطق) از خود بجا گذاشت .
ابن خلکان از یکی از علما چنین نقل می کند : کتابی در لغت بهتر از ( اصلاح المنطق) از جسر (پل) بغداد نگذشته است . شک نیست که این کتاب سودمند و جامع بوده و بسیاری از لغات را گرد آورده است و در نوع خودش با این حجم بی نظیر است .
گروهی به این کتاب پرداخته اند . وزیر مغربی آن را مختصر نموده و خطیب تبریزی به تنقیح و تهذیب این کتاب دست یازیده است . ابن خلکان به نقل از ابوالعباس المبرّد می گوید : (کتابی بهتر از ( اصلاح المنطق) ابن سکیت در میان مو لفین بغداد ندیدم) .
و ثعلب می گوید : اصحاب ما اتفاق نظر دارند که پس از ابن اعرابی کسی آگاه تر از ابن سکیت در علم لغت یافت نشده است . (۵۵۲)
متوکل او را بخاطر ولای اهل بیت و به جرم تشیّع به شهادت رساند – که ما تفصیل آن را در فصول آینده بیان خواهیم کرد . –
۱۶۵ – (یعقوب بجلی) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – بر می شمارد . (۵۵۳) او امامی مجهول الحالی است .
۱۶۶ – (یعقوب بن منقوش) : شیخ او را از اصحاب امام هادی و امام حسن عسکری – علیهماالسلام – نام می برد . (۵۵۴)
۱۶۷ – (یعقوب بن یزید) : یعقوب بن یزید بن حماد انباری سلمی کاتب ، کنیه اش ابو یوسف است و شیخ او را از اصحاب ثقه امام هادی نام می برد . (۵۵۵) و می گوید : او دارای کتاب هایی از جمله : ( کتاب النوادر) است . (۵۵۶)
نجاشی می گوید : یعقوب کاتب منتصر بود و از امام جواد – علیه السلام – روایت می کرد و به بغداد رفته در آنجا ساکن شد . او ثقه و راستگوست و کتابهایی به شرح زیر دارد : ( البداء، المسائل ، نوادر الحج ، و الطعن علی یونس) .) (۵۵۷)
صاحبان کنیه
یاران امام هادی که با کنیه معروف شده اند عبارتند از :
۱۶۸ – (ابوبکر فهکی) : او ابن ابی طیفور متطبب است و شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – نام می برد . (۵۵۸) او از جمله کسانی است که نص بر امامت حضرت عسکری را روایت کرده است می گوید : امام هادی – علیه السلام – برایم نوشت : (ابومحمّد (حسن عسکری) فرزندم ، ناصح ترین فرد از خاندان آل محمّد و موثق ترین آنان است . او بزرگترین پسرم و جانشین پس از من است . امامت به او می رسد و احکام آن به عهده اوست . هر چه از من می پرسی پس از من از او بپرس و هر چه را خواهانی او داراست) . (۵۵۹)
۱۶۹ – (ابوالحسین بن هلال) : شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد . (۵۶۰) و علامه (۵۶۱) و مجلسی (۵۶۲) او را توثیق نموده اند .
۱۷۰ – (ابوالحصین الحضینی) : شیخ او را از اصحاب امام هادی بر می شمارد و می افزاید او ثقه است و در اهواز ساکن شده بود . (۵۶۳)
۱۷۱ – (ابو طاهر) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – بر می شمارد و می افزاید که او برادر محمّد بن محمّد می باشد . (۵۶۴)
۱۷۲ – (ابو طاهر بن حمزه) : او ابو طاهر بن حمزه بن الیسع اشعری و شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – ثقه و اهل قم معرفی می کند . (۵۶۵)
۱۷۳ – (ابو طاهر محمّد) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – نام می برد . (۵۶۶)
۱۷۴ – (ابو عبداللّه المغازی) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – نام می برد و می افزاید که او غلوّ کننده است . (۵۶۷)
۱۷۵ – (ابو عبداللّه مکاری) : شیخ او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – یاد می کند . (۵۶۸)
۱۷۶ – (ابو محمّد بن ابراهیم) : شیخ بدون کمترین اظهار نظری او را از اصحاب امام هادی – علیه السلام – یاد می کند و دیگر چیزی اضافه نمی کند . (۵۶۹)
۱۷۷ – (ابو یحیی جرجانی) : ابو یحیی همان احمد بن داوود بن سعید فزاری است و از اصحاب امام هادی – علیه السلام – بشمار می رود . (۵۷۰)
برگرفته از کتاب زندگانی امام علی الهادی علیه السلام نوشته آقای باقر شریف قرشی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *