معجزات و کرامات

کرامات امام هادی و استجابت دعا

یکی دیگر از خصوصیات حضرت امام هادی – علیه السلام – استجابت سریع دعای ایشان بود زیرا خود و پدرانش از منزلت و مکانت والایی نزد خداوند برخوردار بودند؛ مورخان نقل کرده اند که حضرت امام صادق از خداوند درخواستی نمی کرد مگر آنکه بسرعت به اجابت می رسید . (۶۶) درباره حضرت هادی نیز مورخان نمونه های بی شماری ذکر کرده اند که ما در اینجا به چند مورد اشاره می کنیم :
۱ – منصور از عموی پدرش چنین نقل می کند : (نزد امام علی هادی رفتم و گفتم : آقای من متوکل مرا به خاک سیاه نشانده و حقوق مرا از بیت المال قطع کرده است ، اتهام من اینست که از ملازمان و یاران شما هستم و متوکل این مطلب را می داند . سپس از امام درخواست کرد نزد متوکل واسطه شود و حقوق قطع شده اش را برقرار سازد .
حضرت به او گفت : ( ان شاء اللّه) بی نیاز خواهی شد . همان شب فرستادگان متوکل در خانه اش را کوفتند و از او خواستند نزد متوکل بیاید، او نیز شتابان به در قصر خلیفه رفت و پرده دار متوکل (فتح) را دید که بر در ایستاده است . فتح به استقبال او آمد و نسبت به تاءخیرش او را سرزنش کرد و او را بر متوکل وارد ساخت . خلیفه با چهره ای گشاده و خنده ای بر لب گفت :
(ای ابوموسی ! سراغ ما نمی آئی و ما را فراموش کرده ای ، چکاری از دستم برایت ساخته است ؟ . . .) .
آن مرد، مشکلات مالی و حقوق و عطایای قطع شده خود را بیان کرد و متوکل فرمان داد دو برابر حقوق و مزایای قبلی به او پرداختند او با خوشحالی قصر را ترک کرده در حال خروج فتح را دید و بسرعت نزد او رفته گفت :
– آیا علی بن محمّد به اینجا آمده است ؟
– نه .
– آیا نامه ای نگاشته است ؟
– نه .
آن مرد فتح را ترک کرد و به راه افتاد لیکن فتح خود را بسرعت رساند و گفت : (شک ندارم که تو از امام هادی خواسته ای برایت دعا کند پس از او بخواه برای من نیز دعا کند . . .) .
آن مرد راه خانه حضرت را پیش گرفت و پس از شرفیابی مو دبانه در برابر امام بر زمین نشست حضرت فرمود : (ای ابوموسی ! راضی و خشنود به نظر می آیی . . .) .
آن مرد با خشوع و فروتنی گفت : (آری آقای من از برکت شما به مقصودم رسیدم لیکن به من گفتند که شما نزد متوکل نرفته اید و از او درخواستی نکرده اید . . .) .
حضرت با لبخند پاسخ داد : (خداوند متعال می داند که ما در کارهای خود جز به حضرتش رجوع نمی کنیم و در سختی جز به او توکّل نداریم لذا تمامی حوائج ما را برآورده می سازد و می ترسیم اگر عدول کنیم او نیز متقابلا ما را بخود واگذارد . . .) .
آن مرد متوجه شد که امام برایش دعا کرده است و مقصود وی از راه دعا به دست آمده است و درخواست فتح به یادش آمد پس گفت : (ای آقای من فتح از شما التماس دعا دارد برایش دعا کنید) لیکن حضرت خواسته او را رد کرد و گفت :
(فتح به ظاهر دوستدار ماست لیکن باطنا با ما نیست ، هنگامی برایش دعا خواهم کرد که مخلصانه به طاعت خدا روی آورد و قلبا به رسول اللّه ( – صلی اللّه علیه و آله -) و حق ما اهل بیت اعتراف کند . . .) .
دعای ائمه اطهار شامل حال نیکان و مو من به خدا و رسول و عارفان به حق اهل بیت می شد امّا کسانی که از مسیر امامت منحرف بودند و رشته طاعت خدا و رسول را در گردن نداشتند مشمول عنایات امامان نمی شدند . آن مرد از امام خواست دعایی به او بیاموزد تا از آن بهره مند شود . حضرت او را به این دعا راهنمایی کرد :
(ای پشتیبان من و ای پناهگاه و مرجع و مآل من و ای همه توان و هستی من از تو ای ( قل هو اللّه احد،) پروردگارا تو را به بهترین آفریدگانت سوگند می دهم که بر آنان درود فرستی . . . سپس حاجت خود را ذکر می کنی . . .) . (۶۷)
۲ – در اصفهان شخصی به نام عبدالرحمن می زیست که به تشیع تن داده و به امامت امام هادی معتقد بود، ماجرا و علت شیعه شدن او را پرسیدند پاسخ داد :
(من مردی فقیر امّا پر جراءت و زباندار بودم همراه گروهی از همشهری هایم برای دادخواهی به سوی سامرّا حرکت کردیم پس از رسیدن به آن شهر، آهنگ قصر متوکل کردیم و به در قصر رسیده بودیم که از داخل آن دستور احضار علی بن محمّد بن الرضا – علیه السلام – صادر شد . درباره این شخص پرسش کردم گفتند : مردی است علوی که رافضی ها (شیعیان) به امامت او معتقدند و احتمال دارد که متوکل دستور دهد او را بکشند، با خود گفتم : از جای خود تکان نمی خورم تا او را ببینم ، اندک زمانی نگذشت که امام – علیه السلام – سواره آمد و مردم برای تجلیل و بزرگداشت حضرت بپا خواستند . همینکه او را دیدم محبتش در دلم جای گرفت و به دعا کردن پرداختم و از خدا خواستم کید متوکل را از او دور کند، حضرت متوجه من شده نزدیک آمد و گفت :
(خداوند دعایت را اجابت ، عمرت را دراز، دارایی و فرزندانت را زیاد کرد) .
لرزه بر اندامم افتاد زیرا حضرت ضمیر مرا خوانده و از نیت من خبردار بود . بر متوکل داخل شدیم ، خواسته های خود را برآوردم و بعد راهی اصفهان شدم ، از آن پس خداوند گشایشی در زندگیم به وجود آورد و اموالی به من رسید که خواب آن را هم نمی دیدم و الا ن تنها در خانه ام یک میلیون درهم دارم و این غیر از اموالی است که خارج از خانه دارم . صاحب ده فرزند نیز شده ام و سنّم از هفتاد سال گذشته است و تمامی اینها از برکت دعای امام – علیه السلام – است) . (۶۸)
۳ – یکی دیگر از دعاهای اجابت شده حضرت بشرح زیر است :
(علی بن جعفر از وکیلان امام هادی بود، او نزد متوکل سعایت کردند لذا دستور داد تا او را حبس کنند، علی مدت ها در سیاهچال های زندان بسر برد و کارد به استخوانش رسید، با یکی از کارگزاران حکومتی صحبت کرد و گفت : اگر بتوانی وسیله آزادی مرا فراهم آوری سه هزار دینار به تو خواهم داد . کارگزار، خود را به عبیداللّه که از مقرّبان متوکل بود رساند و از او خواست درباره علی بن جعفر وساطت کند، عبیداللّه پذیرفت و از متوکل درخواست کرد علی بن جعفر را آزاد کند، متوکل از این درخواست برآشفت و گفت :
(اگر درباره ات شک داشتم می گفتم رافضی هستی ، این مرد وکیل ابوالحسن هادی است و من عزم قتل او را دارم . . .) .
عبیداللّه از پیشنهاد خود پشیمان گشت و به کارگزار ماجرا را گفت ، آن مرد نیز علی بن جعفر را از شکست وساطت و تصمیم متوکل بر قتل وی با خبر ساخت . علی بن جعفر در نهایت درماندگی نامه ای به امام نوشت و در آن گوشزد کرد که : (آقای من خدا را، خدا را به دادم برسید که می ترسم از حق روی گردان شوم . امام در پای نامه اش چنین نوشت : حال که مشکلت به این حد رسیده است برای تو دعا خواهم کرد و از خدا خواهم خواست گره کارت باز شود، بلافاصله متوکل دچار تب شدیدی شد و بیماری او به شکل حادی درآمد و او دستور داد تمام زندانیان بخصوص علی بن جعفر را آزاد کنند و به عبیداللّه گفت : چرا نام علی را بر من عرضه نکردی ؟ وی پاسخ داد : دیگر هرگز نام او را نخواهم برد، متوکل دستور داد علی را آزاد کنند و از او حلالیت طلبید . علی نیز راه مکه را پیش گرفت و در آن دیار به دستور امام مقیم گشت) . (۶۹)
۴ – یکی دیگر از دعاهای اجابت شده حضرت به نقل مورّخین چنین است :
احمد بن الخصیب از دشمنان کینه توز امام – علیه السلام – بود و می خواست به ناحق و با زور منزل حضرت را تصاحب کند، امام از این حرکت ناجوانمردانه به خشم آمد و گفت : (از خدا می خواهم تا تو را از صفحه روزگار محو کند . . .) .
اندک زمانی نگذشت که دست انتقام خدایی او را گرفت و هلاک ساخت . (۷۰)
اینها نمونه های کمی بود از دعاهای به اجابت رسیده حضرت که به وسیله مورّخین نقل شده است . مطلب مهم آنست که (دعا) به دست انسان و کار او نیست بلکه به دست خداست و این خداوند است که دعای هر که را از بندگان بخواهد مستجاب می کند شکّی در این نیست که امامان اهل بیت از مقام والایی نزد خداوند برخوردارند زیرا آنان به معنی واقعی کلمه ( مخلصین له الدین) بوده اند و حقّ پرستش خداوندی را بجا آورده و مفاهیم (اخلاص)، (عبودیت) و (ایمان) را با تمام وجود مجسّم ساخته اند . خداوند نیز پاداش آنان را داده و نه تنها ایشان را مستجاب الدعوه قرار داده است بلکه مشاهد و مراقد آنان را نیز برکت داده که در آن جایگاه ها، دعاها به هدف اجابت اصابت می کند .
برگرفته از کتاب زندگانی امام علی الهادی علیه السلام نوشته آقای باقر شریف قرشی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *