معجزات و کرامات

کرامات امام هادی شفای نابینا و جذامی

هاشم بن زید می گوید: دیدم نابینایی را نزد امام هادی علیه السلام آوردند، و او شفایش داد و دیدم از گل همچون پرنده می ساخت و در آن می دمید و پرواز می کرد، به او عرض کردم: میان تو و عیسی علیه السلام فرقی نیست. فرمود: من از او هستم، و او از من است.
راوندی از ابوهاشم جعفری نقل می کند که گفت:
مردی از اهل سامرا بیماری جذام گرفت، و زندگیش ناگوار شد، روزی نزد ابوعلی فهری نشسته بود، و از بیماری خود شکوه می کرد، فهری به او گفت: اگر روزی نزد امام هادی علیه السلام بروی، و بخواهی که برایت دعا کند، امیدوارم بهبود یابی. آن مرد روزی در وقت بازگشت امام علیه السلام از قصر متوکل، در راه او نشست، چون امام علیه السلام را دید، برخاست تا نزدیک شود و درخواست کند، که امام علیه السلام سه بار با اشاره دست، فرمود: کنار برو، خدا شفایت دهد. آن مرد برگشت، و جرات نکرد که نزدیک شود، در راه فهری را دید، و جریان و فرموده امام علیه السلام را برای او گفت: فهری گفت: امام علیه السلام، پیش از آن که تو بخواهی برایت دعا کرده است، برو که به زودی شفا میابی. مرد به خانه خود برگشت، و شب را گذراند، چون صبح شد، در بدن خود هیچ اثری از بیماری ندید. [۹۹] -۹۹- طبرسی از حمران نقل می کند که گفت: به امام هادی علیه السلام نوشتم: فدایت شوم، در همسایگی من یکی از موالیان شما بیماری حبس بول گرفته است، از شما می خواهد که دعا بفرمایید خدا شفایش دهد، و نام او نفیس خادم است. امام علیه السلام پاسخ داد: خدا بیماری و اندوه تو را برطرف، و گرفتاری دنیا و آخرت را از تو دور کند، و به او سفارش اکید کن قرآن بخواند، که به خواست خدا بهبود میابد.
روی ابن عبدالوهاب:
عن أبی جعفر بن جریر الطبری، عن عبدالله بن محمد البلوی، عن هاشم بن زید قال: رأیت علی بن محمد، صاحب العسکر علیهماالسلام و قد أتی بأکمه فأبرأه، و رأیته یهیی ء من الطین کهیئه الطیر و ینفخ فیه، فیطیر، فقلت له: لا فرق بینک و بین عیسی علیه السلام، فقال علیه السلام: أنا منه و هو منی [۱] .
قال الراوندی: قال أبوهاشم الجعفری: انه ظهر برجل من أهل سر من رأی برص، فتنغص علیه عیشه، فجلس یوما الی أبی علی الفهری، فشکا الیه حاله، فقال له: لو تعرضت یوما لأبی الحسن علی بن محمد بن الرضا علیهم السلام فسألته أن یدعو لک، لرجوت أن یزول عنک. فجلس یوما فی الطریق، وقت منصرفه من دار المتوکل، فلما رآه قام لیدنو منه فیسأله ذلک، فقال له: تنح! عافاک الله، و أشار الیه بیده تنح! عافاک الله، و أشار الیه بیده تنح! عافاک الله ثلاث مرات. فرجع الرجل و لم یجسر أن یدنو منه، و انصرف فلقی الفهری فعرفه الحال و ما قال، فقال: قد دعا لک قبل أن تسأل، فامض فانک ستعافی.
فانصرف الرجل الی بیته فبات تلک اللیله، فلما أصبح لم یر علی بدنه شیئا من ذلک [۲] .
روی الطبرسی: عن حمران قال: کتبت الی أبی الحسن الثالث علیه السلام: جعلت فداک، قبیلی رجل من موالیک به حصر البول، و هو یسألک الدعاء أن یلبسه الله العافیه، و اسمه نفیس الخادم، فأجاب: کشف الله ضرک، و دفع عنک مکاره الدنیا و الآخره، و ألح علیه بالقرآن، فانه یشفی ان شاء الله تعالی [۳] .
————————————————————————————————————————————–
پی نوشت ها:
[۱] عیون المعجزات: ۱۳۱، بحارالأنوار ۵۰: ۱۸۵ ح ۶۳، مدینه المعاجز ۷: ۴۵۸ ح ۴۲٫
[۲] الخرائج و الجرائح ۱: ۳۹۹ ح ۵، الثاقب فی المناقب: ۵۵۴ ح ۱۴، بحارالأنوار ۵۰: ۱۴۵ ح ۲۹٫
[۳] مکارم الأخلاق: ۳۹۸، بحارالأنوار ۹۵: ۱۰۶، الامام الهادی علیه السلام من المهد الی اللحد: ۳۶۹ ح ۲۲۰٫
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی ۱۳۸۴٫
برگرفته از کتاب دانشنامه امام هادی علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *