امامت و رهبری، حاکمان زمان

هجوم ماموران متوکل به خانه امام هادی

\[۳۴۶] -۶۲- قال المسعودی: قد کان سعی بابی الحسن علی بن محمد (ع) الی المتوکل، و قیل له: ان فی منزله سلاحا و کتبا و غیرها من شیعته، فوجه الیه لیلا من الاتراک و غیرهم من هجم علیه فی منزله علی غفله ممن فی داره، فوجدوه فی بیت وحده مغلق علیه، و علیه مدرعه من شعر، و لا بساط فی البیت لا الرمل و الحصی، و علی راسه ملحفه من الصوف، متوجها الی ربه، یترنم بآیات من القرآن فی الوعد و الوعید، فاخذوا علی ما وجدوا علیه، و حمل الی المتوکل فی جوف اللیل، فمثل بین یدیه، و المتوکل یشرب و فی یده کاس، فلما رآه اعظمه و اجلسه الی جنبه، و لم یکن فی منزله شی ء مما قیل فیه، و لا حاله یتعلل علیه بها، فناوله المتوکل الکاس الذی فی یده. فقال: یا امیرالمومنین! ما خامر لحمی و دمی قط، فاعفنی منه، فاعفاه و قال انشدنی [شعرا استحسنه، فقال: انی لقلیل الروایه للاشعار، فقال: لابد ان تنشدنی]، فانشده: باتوا علی قلل الاجبال تحرسهم غلب الرجال فما اغنتهم القلل و استنزلوا بعد عز من معاقلهم فاودعوا حفرا، یا بئس ما نزلوا ناداهم صارخ من بعد ما قبروا این الاسره و التیجان و الحلل؟ این الوجوه التی کانت منعمه من دونها تضرب الاستار و الکلل فافصح القبر عنهم حین ساءلهم تلک الوجوه علیها الدود یقتتل قد طالما اکلوا دهرا و ما شربوا فاصبحوا بعد طول الاکل قد اکلوا و طالما عمروا دورا لتحصنهم ففارقوا الدور و الاهلین و انتقلوا و طالما کنزوا الاموال و ادخروا فخلفوها علی الاعداء و ارتحلوا اضحت مناز لهم قفرا معطله و ساکنوها الی الاجداث قد رحلوا قال: فاشفق کل من حضر علی علی، و ظن ان بادره تبدر منه الیه، قال: والله! لقد بکی المتوکل بکاء طویلا حتی بلت دموعه لحیته، وبکی من حضره، ثم امر برفع الشراب، ثم قال له: یا اباالحسن! اعلیک دین؟ قال: نعم، اربعه آلاف دینار، فامر بدفعها الیه، ورده الی منزله من ساعته مکرما [۳۴۷] .
\[۳۴۸] -۶۲- مسعودی می گوید: از امام هادی علیه السلام نزد متوکل سخن چینی کردند، و گفتند: در خانه، سلاح و نامه ها، و چیزهای دیگری از شیعیان خود دارد، متوکل گروهی از ترکان و دیگران را، شبانه به خانه ی امام علیه السلام اعزام کرد، آنان به خانه ریختند، و دیدند امام علیه السلام، تنها در اتاق دربسته، با جامه ای از مو، بر روی زمینی که فرشش ریگ و سنگریزه است نشسته، و عبای پشمین به سر کشیده، و روی دل به درگاه پروردگار آورده، و با آهنگ خوش، آیات تبشیر و انذار قرآن را می خواند، او را با همان حال، دستگیر، و در دل شب، نزد متوکل بردند، امام علیه السلام جلوی او ایستاد، متوکل جامی در دست داشت و شراب می نوشید، چون امام علیه السلام را دید، تعظیمش کرد، و در کنار خود نشاند، – در منزل امام علیه السلام چیزی پیدا نکرده بودند، و بهانه ای نجسته بودند، – متوکل، جام را به امام علیه السلام تعارف کرد، امام علیه السلام فرمود: ای امیر! گوشت و خون من هرگز با شراب نیامیخته است، از من بگذر، او از تعارف خود دست کشید، و گفت: شعری که خوش داشته باشم برایم بخوان، امام علیه السلام فرمود: من با اشعار، سروکار کمی دارم. گفت: چاره ای نداری، باید بخوانی. پس حضرت علیه السلام، این اشعار را خواند: شب را بر روی قله های کوهها بسر آوردند، در حالی که مردان نیرومند از ایشان نگهبانی می کردند، پس قله ها آنان را سودی نداد، و پس از آن همه عزت، از پناهگاه های خود فرود آمدند، و به گودال قبرها سپرده شدند، ای چه بد جایی فرود آمدند. هاتفی پس از دفنشان صدا زد: خاندان [و یا طبق نسخه ی دیگر: دستبندها]، و تاج ها، و زیورهای [دنیای] شما چه شد؟! آن چهره هایی که از نعمت های دنیا برخوردار، و در پرده ها، و روپوش سرخ فام زیبای هودج ها مستور بودند کجا رفتند؟! از جانب ایشان، قبر – که غمگین [و افسرده] شان ساخته بود – با بیان روشن گفت: اینک بر آن چهره ها، کرم ها با هم می ستیزند [و می لولند]، زمان درازی خوردند و نوشیدند، اینک خود، خورده می شوند، و زمان درازی در خانه هایی که حفظشان می کرد گذراندند، و اینک از خانه و خانواده جدا گشته، [به جهان دیگر] منتقل شدند، و زمان درازی سرمایه و گنجینه اندوختند، و اینک آن ها را برای دشمنان جا گذاشتند، و [از دنیا] کوچ کردند. [سرانجام،] خانه های ایشان خرابه ی ویرانه شد، و ساکنانش به گورها رفتند. راوی می گوید: همه ی حاضران بر امام هادی علیه السلام ترسیدند، و پنداشتند که خشم متوکل او را می کشد، [ولی] سوگند به خدا متوکل زمانی دراز گریست تا محاسن او از اشک چشمش تر شد، و حاضران نیز گریستند، و دستور داد، تا بساط شراب را برچینند، سپس گفت: اباالحسن! آیا بدهی داری؟ امام علیه السلام فرمود: آری، چهارصد هزار دینار، دستور داد تا آن را به امام علیه السلام بپردازند، و همان وقت، او را با احترام به خانه خود برگرداند.
برگرفته از کتاب فرهنگ جامع سخنان امام هادی (ع) نوشته آقای محمود شریفی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *