نقش تربیتی و ارشادی

نامه های به امام هادی علیه السلام – دعا

موضوع برخی از نامههای شیعیان به امام هادی (ع) درباره ابتلائات و حوائج و گرفتاریهایی است که از حضرت برای حل مشکل
تقاضای دعا میکردند. ایوب بن نوح میگوید: یحیی بن زکریا (از اصحاب امام هادی (ع)) به امام نامهای نوشت بدین مضمون که
صفحه ۱۰۲ از ۱۸۸
و خدا ، « چه بسا دختر از پسر بهتر باشد » : همسرم حامله است. از خداوند بخواهید به من پسر عنایت کند. حضرت، در پاسخ نوشتند
به او دختر عنایت کرد. خود ایوب بن نوح نیز میگوید: جعفر بن عبدالواحد (قاضی کوفه) مرا اذیت میکرد. به حضرت هادی (ع)
. « تکفی امره الی شهرین؛ دو ماه صبر کن. از شرّ او خلاص میشوی » : نامه نوشتم و شکایت کردم. امام (ع) در پاسخ مرقوم فرمودند
ایوّب میگوید: در این دو ماه، جعفر بن عبدالواحد عزل شد و از آزار وی راحت شدیم. [ ۲] در مورد دیگر، ایوب بن نوح
میگوید: همسرم حامله بود. به امام هادی (ع) نامه نوشتم که از خدا بخواهید تا این حمل را پسر قرار دهد. حضرت در پاسخ
نوشتند: وقتی خداوند به تو فرزند عنایت کرد، اسم او را محّمد بگذار. ایوب میگوید: آن حمل پسر بود و من نام او را محمد
گذاشتم. [ ۳] مرحوم سید بن طاووس (م ۶۶۴ ) در کتاب مهج الدعوات از الیسع بن حمزه (از اصحاب امام هادی (ع)) نقل میکند:
عمرو بن مسعده (وزیر معتصم، خلیفه عباسی) با من دشمنی ورزید و بسیار مرا تهدید کرد؛ تا جایی که ترسیدم مرا بکشد و نسل من
را قطع کند. به حضرت ابی الحسن العسکری (ع) نامه نوشتم و از وضع خودم به ایشان شکایت کردم. حضرت در پاسخ نوشتند:
الیسع میگوید: من آن دعا را در آغاز روز خواندم. چیزی . « نگران نباش! خدا را با این کلمات بخوان، تو را خلاص خواهد کرد »
از همان روز نگذشت که فرستاده وزیر آمد و گفت: دعوت وزیر را اجابت کن. من نزد وی رفتم. او با چهره خندان با من برخورد
کرد و دستور داد زنجیر از دست و پای من باز کردند. آن گاه لباس فاخر بر من پوشانید، مرا معطّر ساخت و نزدیک خود نشاند و با
من صحبت کرد و از من عذرخواهی کرد و آنچه از من گرفته بود، به من برگرداند.
برگرفته از کتاب دانستنی های امام هادی علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *