القاب و کنیه ها

نام، کنیه و القاب امام هادی علیه‌السلام

نام، کنیه و القاب امام هادی علیه‌السلام
اسم شریف آن جناب علی بود، و کنیت ابوالحسن، و چون حضرت امام موسی و امام رضا علیهما السّلام را نیز ابوالحسن می‌گفتند، از جهت تعیین، آن جناب را ابوالحسن الثّالث می‌گویند چنانچه حضرت امام رضا علیه‌السلام را ابوالحسن الثّانی و گاهی هم مکان ثالث ماضی یا هادی یا عسکری ذکر می‌کنند، چون سرّ من رأی را برای لشکر بنا کردند، آن را عسکر می‌گفتند، و امام علی نقی و امام حسن را به سبب سکنای آن بلده، عسکری می‌نامیدند.
آن حضرت و فرزند گرامی‌اش امام حسن علیهما السّلام به عسکریین شهرت یافتند، زیرا خلفای بنی عباس آن‌ها را از سال ۲۳۳ به سامرّاء (عسکر) برده و تا آخر عمر پربرکتشان در آنجا، آن‌ها را تحت نظر قرار دادند.
/پاورقی – یافعی در مرآه الجنان ج ۱ ص ۱۶۰ با اشاره به فوق دلیلی شهرت./
سامرّا به عسگر را آن دانسته که معتصم خودش با لشگرش بدانجا انتقال یافت
/پاورقی – تذکره الخواص – ص ۳۵۹، معانی الاخبار – ص ۶۵، (علل الشرایع – ۱ – ۲۴۱٫/

مشهورترین القاب امام دهم
مشهورترین القاب آن حضرت نقی و هادی است. (گاهی آن حضرت را نجیب و مرتضی و عالم و فقیه و ناصح و امین و مؤتمن و طیب و متوکّل می‌گفتند) و لکن لقب اخیر را آن حضرت مخفی می‌کرد و اصحاب خود را فرموده بود از این لقب اعراض کنید به جهت آن که لقب خلیفه متوکّل علی اللّه بود در آن زمان.
/پاورقی – منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج ۳، ص:۱۸۳۶٫/
از جمله القاب آن حضرت یکی نقی است یعنی پاکیزه از جمیع عیوب، و این اشارتست به عصمت و طهارت آن حضرت و پاکیزگی از عیوب حسبی نسبی با آنکه آن حضرت نقاوه و برگزیده ائمه عظام و اجداد کرام خود است. دیگر از القاب آن. حضرت هادی است زیرا که او را نماینده مردمان است.
/پاورقی – وسیله الخادم إلی المخدوم، الخنجی، ص:۱۸۲٫/

هادی چه کسی است؟
تأملی در معنی و مفهوم (هادی) که معروف‌ترین لقب آن بزرگوار است، بسیاری از حقایق را روشن می‌سازد.
هدایت در کتب لغت دو معنای (ارائه طریق) و (رساندن به مقصد و مطلوب) را در بردارد، و معمولاً در ارائه راه مطلوب و مثبت به کار می‌رود.
در فرهنگ قرآن و عترت هدایت و هادی، بار مفهومی و معنایی بسیار عمیق‌تر از رهنمای جغرافیایی دارد. شناخت راه، شناخت مقصد، شناخت امت و کاروانیان همراه، شناخت موانع و مشکلات مسیر، شناخت دزدها و گردنه‌ها، ایجاد انگیزه برای حرکت، دمیدن روح استقامت در رهروان، حفظ اتحاد و هماهنگی کاروان، حمایت و حفاظت از جان و مال و حقوق کاروانیان وظیفه دلیل و رهنمای کاروان و بخشی از مفهوم (هادی) در فرهنگ اسلامی است.
امام هادی، حضرت علی بن محمد النقی و معروف به ابن الرضا علیه ‌السلام خورشید نورافشانی بود که از سال‌های ۲۲۰ ق تا سال ۲۵۴ رسالت رهبری و هدایت امت بزرگ اسلامی را بر دوش داشت و حدود سی و چهار سال ناخدای کشتی اسلام در میان امواج وحشتناک عصر عباسی بود.
هادی آل محمد علیه ‌السلام هم قبله را به خوبی می‌شناخت، هم قبیله را، هم مردم را، هم مردان ساحت سیاست را، او راه دست یابی به مقام قرب خدا را از اولیای او آموخته بود. از حیله‌ها و نیرنگ‌ها و مطامع و خواسته های دشمنان توحید و عدالت آگاه بود.
در روزگاری که جهل و غفلت عمومی از یک سو و شهوات و شبهات حکومتی از سوی دیگر، فضای زندگی را از ظلمت و ظلم پر کرده بود و به دست گرفتن شمعی کوچک هم، گناهی بزرگ تلقّی می‌شد، هادی امت، خورشی دوار بر آفاق زندگی بشریت تابیدن گرفت و بشریت مظلوم و حق طلب را از افتادن در پرتگاه هواپرستی و جهالت و چاهسار بیداد و کفر و شرک و نفاق مصون داشت.
آن جناب را ابوالحسن الثّالث می‌گویند چنانچه حضرت امام رضا علیه‌السلام را ابوالحسن الثّانی و گاهی هم مکان ثالث ماضی یا هادی یا عسکری ذکر می‌کنند، چون سرّ من رأی را برای لشکر بنا کردند، آن را عسکر می‌گفتند، و امام علی نقی و امام حسن را به سبب سکنای آن بلده، عسکری می‌نامیدند
هادی علیه ‌السلام دهمین رهبر آسمانی است که از سوی پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله برای اداره امور امت اسلامی معرفی شده است. از نگاه پیروان اهل بیت علیهم ‌السلام امامت و رهبری جامعه تا دوازده نسل بر اساس فرمان الهی و پیامبر صلی الله علیه وآله و امامان قبلی تعیین و به جامعه معرفی شده‌اند، در این زنجیره نورانی امام علی النقی معروف به امام هادی و ابوالحسن ثالث دهمین خورشید هدایت امت اسلامی است.

داغی سنگین
ابودعامه می‌گوید: به عیادت حضرت هادی رفتم آن بزرگوار فرمودند: چون به عیادت من آمدی بر من حقی پیدا کرده ای، برای ادای حقت روایتی از پدرم که از پدرانش و از امیرالمؤمنین و او از رسول اکرم علیه‌السلام نقل کرده است می‌گویم:
قال رسول الله الایمان ما وقّدته القلوب وصدقته الاعمال.
ایمان چیزی است که در دل جایگزین شده است و اعمال، گفتار و کردار آن را تصدیق می‌کند.
از این جهت در قرآن شریف و روایات اهل بیت فراوان دیده می‌شود که از افرادی که مرد عمل نیستند سلب ایمان شده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *