معجزات و کرامات

معجزات و کرامات امام هادی – پوشش و پیش بینی باران

صفحه ۱۳۷ از ۱۸۸
علیّ بن مهزیار اهوازی حکایت کند: در یکی از روزها وارد شهر سامراء شدم در حالتی که مشکوک بودم که آیا میتوانم خدمت
امام علیّ هادی علیه السلام برسم و او را ببینم و بشناسم، یا خیر؟ هنگام ورود به شهر سامراء متوجّه شدم که خلیفه عبّاسی در آن
روز بهاری، قصد رفتن به صحرا و شکار دارد و مردم همگی لباس بهاری پوشیدهاند. در همین لحظات، شخصی را دیدم که لباس
گرم زمستانی پوشیده و سوار بر اسبی میباشد و موهای دُم آن اسب را گره زده است. مردم با حالت تعجّب به او نگاه میکردند و
با یکدیگر میگفتند: این هوای صاف بدون آن که ابری در آسمان باشد، مگر زمستان است که حضرت ابوالحسن هادی علیه
السلام با این وضع و با این لباس از منزل بیرون آمده است؟ و خلاصه هر کس به نوعی زخم زبان میزد، تا این که همگی روانه
صحرا شدند. و من با مشاهده این جریان، با خود گفتم: اگر او امام باشد، پس چرا چنین لباسی پوشیده است؟! الی شهر بیرون رفتند
و در صحرا مشغول تفریح گشتند، ناگهان ابری عظیم نمایان شد و به شدّت باران بارید، که تمامی مردم خیس شدند و چون لباس
چندانی نپوشیده بودند بسیار ناراحت شده و در زحمت قرار گرفتند، لیکن حضرت ابوالحسن، امام هادی علیه السلام کمترین آسیبی
ندید. در این موقع با خود گفتم: ممکن است او امام باشد و من باید از او سؤالی کنم و ببینم چه عکس العملی را انجام میدهد. در
همین لحظه که چنین فکری به ذهنم خطور کرد، ناگهان از دور متوجّه شدم که آن حضرت نقاب بر صورت افکنده است، نیز با
خود گفتم: اگر به من رسید و نقاب را از صورت خود برداشت، میفهمم که او امام است. نقاب را از چهره نورانیش برداشت و
بدون آن که سؤال خود را مطرح کنم، مرا مخاطب قرار داد و فرمود: ای علیّ بن مهزیار! چنانچه عرق، جنابت از حرام و غیر مشروع
باشد و به لباس سرایت کرده باشد نمیتوان با آن لباس نماز خواند؛ و اگر جنابت از حلال باشد، مانعی ندارد. به همین جهت، یقین
( پیدا کردم که او حضرت ابوالحسن امام علیّ هادی علیه السلام است و دیگر شبههای نداشتم. ( ۳۴
برگرفته از کتاب دانستنی های امام هادی علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *