امامت و رهبری، حاکمان زمان, پاسخ به شبهات

رفع شبهه‏ هاى دینى توسط امام هادی (ع)

رفع شبهه‏ هاى دینى توسط امام هادی (ع)

افزون بر شبهه‏هاى خرد و کلانى که از سوى دانشمندان مزدور و فرقه‏هاى مرجع آن دوران در حوزه دین مطرح مى‏شد، کشمکش‏هاى بزرگ بر سر مسائل بنیادین و زیر بنایى اسلام، هر از چند گاهى رخ مى‏نمود که دامنه فتنه انگیزى آن، اندیشه قشر گسترده‏اى از مسلمانان و گاه شیعیان را در بر مى‏گرفت. یکى از بزرگ‏ترین این فتنه جویى‏ها، موضوع مخلوق بودن قرآن بود که مدت‏ها اندیشه مسلمانان را به خود مشغول ساخته بود و چه بسیار انسان‏هایى که به جهت عقیده به آن، جان خود را از دست دادند! خلفاى عباسى با مطرح ساختن این پرسش و نیافتن پاسخ دلخواه خود، مخالفان‏شان را به شدت سرکوب مى‏کردند.

از این دسته «احمد بن نصر خزاعى» را مى‏توان نام برد که از مخالفان دولت عباسى بود و یک بار هم نقشه قتل واثق، خلیفه عباسى را کشید، ولى نافرجام ماند. خلیفه نیز براى از میان برداشتن او با طرح این پرسش که آیا قرآن مخلوق است یا نه، برنامه سرکوب او را آغاز کرد و پس از بیان پرسش‏هاى گوناگون در این زمینه و دیگر مسائل اعتقادى، بهانه‏اى براى قتل وى به چنگ آورد و او را از میان برداشت.

(۱۷) واثق، احمد بن نصر را که معتقد به خلق قرآن نبود، دست بسته از بغداد به سامرا آورد و از او درباره خلق قرآن پرسید. هنگامى که از عقیده او آگاهى یافت، گردن او را زد و دستور داد سرش را در بغداد و بدنش را در سامرا آویزان کنند و برگه‏اى به گوش او آویختند که بر آن نوشته شده بود: «این سر احمد بن نصر است که معتقد به خلق قرآن و نفى تشبیه خداوند نیست!»(۱۸)

معتزله که گرایشى افراطى به عقل دارند، قرآن کریم را حادث و مخلوق مى‏دانستند و آن را از صفات بارى تعالى مى‏شمردند، ولى در برابر آنها، اشاعره به مخالفت برخاسته و قرآن را قدیم و غیرمخلوق دانستند. جرقه‏هاى این کشمکش که برخاسته از نظریه جبر یا تفویض بود، از اواخر حکومت امویان آغاز گردید و با پیدایش این دو مکتب کلامى در عصر عباسیان به اوج خود رسید. تا پیش از مأمون، حکمرانان عباسى گرایش شدید و تعصب بسیارى بر نظر اشاعره و جبرگرایى داشتند و معتزلیان را به شدت شکنجه و سرکوب مى‏کردند.

با به حکومت رسیدن مأمون، ورق برگشت و مخالفان معتزله و نظریه خلق قرآن با حربه‏هاى گوناگون از صحنه روزگار پاک مى‏شدند! پس از مأمون نیز خلفاى عباسى از او پیروى کردند و کسانى را که به عقاید معتزله پایبند نبودند، شکنجه مى‏کردند یا از میان برمى‏داشتند.

هنگامى که متوکل به حکومت دست یافت، دوباره به عقاید اشاعره پیوست و این بار قربانیان این ماجرا، معتزلیان بودند! در گیر و دار این آشوب زدگى‏هاى اعتقادى، امام هادى علیه‏السلام پیشواى اندیشه اسلامى، وارد عرصه شد و با بدعت شمردن این بحث‏ها، خط سیر مکتب ناب اسلامى را براى پیروان خود ترسیم کرد. ایشان براى تنویر اذهان پیروان خود در بغداد نوشت:

«به نام خداوند بخشایشگر مهرورز. پروردگار ما را از فتنه‏ هاى این روزگار در پناه دارد که در این صورت بزرگ‏ترین مرحمت را در برابر ما به انجام رسانیده است که در غیر آن، چیزى جز نابودى و بدبختى دستاورد کسى نخواهد شد. نظر من درباره جدالى که بر سر [مخلوق بودن یا نبودن‏] قرآن در گرفته، این است که آن بدعتى بیش نیست که در گناه این بدعت پرسش کننده و پاسخ دهنده، هر دو یکسانند؛ چرا که براى پرسش کننده سودى در بر نخواهد داشت [و به واقع آن دست نمى‏یابد] و براى پاسخ دهنده نیز جز رنجى ناشى از طرح موضوعى که از فهم و درک او خارج است، باقى نخواهد ماند. همانا خالقى جز خدا وجود ندارد و جز او، همه آفریدگانش هستند. قرآن نیز کلام خداوند بزرگ است.

پس از پیش خودتان بر آن نامى قرار ندهید که از گمراهان خواهید بود و خداوند شما و ما را در شمار افراد این آیه قرار دهد که فرمود: آنان کسانى هستند که در نهان از خداى خویش مى‏ترسند و از روز جزا سخت در وحشتند». (۱۹)
و این گونه شیعیان را از آشفتگى فکرى بیرون آوردند. (۲۰) این پرسش پیش‏تر نیز از امامان پرسیده شده بود که از امام رضا علیه‏السلام پرسیدند و امام قاطعانه پاسخ داد: «قرآن کلام خداست، همین و بس!»(۲۱) بدین ترتیب، امام با تبیین موضعى اصولى و روشنگرانه در این بحث، شیعیان را از کاوش در این گونه بحث و جدل‏هایى که ثمره‏اى در بر ندارد، بر حذر داشته و نظر خود را بیان کرده‏اند.

پى‏ نوشت‏ها:
۱) جرجى زیدان، تاریخ تمدن اسلام، تهران، مؤسسه مطبوعاتى امیرکبیر، ۱۳۳۳ ش، ج ۳، ص ۲۱۶٫
۲) همان.
۳) همان، ص علیه‏السلام‏۲۳۷٫
۴) باقر شریف قرشى، حیاه الامام على الهادى علیه‏السلام، بیروت، دار الاضواء، چاپ اول، ۱۴۰۸ ق، ص ۴۶۸٫
۵) حلول ارواح مردگان در کالبدى غیر از بدن مادى خود فرد.
۶) حیاهالامام على الهادى علیه‏السلام، ص ۴۶۹؛ ابا جعفر محمد بن حسن الطوسى، رجال کشى، مشهد، دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸ ش، ص ۵۲۰٫
۷) محمد بن حسن حرّ عاملى، وسائل الشیعه، بیروت، داراحیاء التراث العربى، بى تا، ج ۱۸، ص ۵۵۵٫
۸) رجال کشى، ص ۵۱۸٫
۹) شیخ عباس قمى، سفینه البحار، ج ۲، ص ۵۸٫
۱۰) رجال کشى، ص ۴۶۰٫
۱۱) سید ابوالقاسم خویى، معجم رجال الحدیث فى طبقات الرواه، منشورات آیه الله الخویى، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۰۳ ق، ج ۱، ص ۲۵۹٫
۱۲) شیخ صدوق، التوحید، تهران، مکتبه الصدوق، ۱۳۷۸ ه. ق، باب تجسیم و صوره، ص ۱۰۰٫
۱۳) احمد بن على بن ابى طالب الطبرسى، الاحتجاج، قم، انتشارات اسوه، چاپ دوم، ۱۴۱۶ ق، ج ۲، ص ۴۸۶٫
۱۴) ابن شعبه الحرّانى، تحف العقول، تهران، کتاب فروشى اسلامیه، ۱۳۸۴ ق، ص ۴۹۶٫
۱۵) محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۴۰۳ ق، ج ۵۰، ص ۱۶۴٫
۱۶) همان.
۱۷) محمد بن جریر طبرى، تاریخ طبرى، بیروت، روائع التراث العربى، بى‏تا، ج ۹، ص ۱۳۴٫
۱۸) جلال الدین السیوطى، تاریخ الخلفاء، بیروت، دار القلم، چاپ اول، ۱۴۰۶ ق، ص ۳۸۴؛ تاریخ طبرى، ج ۹، ص‏۱۳۴٫
۱۹) انبیاء، ۴۹٫
۲۰) التوحید، ص ۲۲۳٫
۲۱) همان.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *