احادیث و سخنان

حدیث امام هادی قضای نماز و روزه بیهوش

[۱۰۳۶] -۴۹- قال الصدوق: کتب ایوب بن نوح الی ابی الحسن الثالث علیه السلام یساله عن المغمی علیه یوما او اکثر، هل یقضی ما فاته من الصلوات، ام لا؟ فکتب: لا یقضی الصوم و لا یقضی الصلاه [۱۰۳۷] . [۱۰۳۸] -۵۰- و قال ایضا: ساله علی بن مهزیار عن هذه المساله؟ فقال: لا یقضی الصوم و لا الصلاه، وکل ما غلب الله علیه فالله اولی بالعذر [۱۰۳۹] .
[۱۰۴۰] -۴۹- صدوق می گوید: ایوب بن نوح به امام هادی علیه السلام نامه نوشت و پرسید: کسی که یک روز یا بیشتر بیهوش است آیا نمازهای خود را قضا کند یا نه؟ امام علیه السلام در پاسخ نوشت: نه روزه را قضا کند، و نه نماز را. [۱۰۴۱] -۵۰- و نیز می گوید: علی بن مهزیار همین سوال را از حضرت علیه السلام پرسید، و او فرمود: نه روزه را قضا کند، و نه نماز را، و هر بلایی که خدا بر آن مسلط است [، و در اختیار انسان نیست]، خدا سزاوارتر است که عذر آن را بپذیرد.
نشانه ی آغاز ماه رمضان
[۱۰۴۲] -۵۱- قال الطوسی: روی ابوالحسن احمد بن محمد بن الحسن، عن ابیه، عن محمد بن الحسن الصفار، عن محمد بن عیسی، قال: حدثنی ابوعلی بن راشد قال: کتب الی ابوالحسن العسکری علیه السلام کتابا و ارخه یوم الثلاثاء، للیله بقیت من شعبان، و ذلک فی سنه اثنین و ثلاثین و مائتین، و کان یوم الاربعاء یوم شک، وصام اهل بغداد یوم الخمیس، و اخبرونی انهم راوا الهلال لیله الخمیس و لم یغب الا بعد الشفق بزمان طویل. قال: فاعتقدت ان الصوم یوم الخمیس، و ان الشهر کان عندنا ببغداد یوم الاربعاء. قال: فکتب الی: زادک الله توفیقا، فقد صمت بصیامنا. قال: ثم لقیته بعد ذلک فسالته عما کتبت به الیه؟ فقال لی: اولم اکتب الیک انما صمت الخمیس، و لا تصم الا للرویه؟ [۱۰۴۳] . [۱۰۴۴] -۵۲- روی الکلینی: عن محمد بن یحیی، عن احمد بن محمد، عن السیاری قال: کتب محمد بن الفرج، الی العسکری علیه السلام یساله عما روی من الحساب فی الصوم عن آبائک فی عد خمسه ایام بین اول السنه الماضیه، و السنه الثانیه التی تاتی. فکتب: صحیح، و لکن عد فی کل اربع سنین خمسا، و فی السنه الخامسه ستا فیما بین الاولی و الحادث، و ما سوی ذلک فانما هو خمسه خمسه. قال السیاری: و هذه من جهه الکبیسه، قال: وقد حسبه اصحابنا فوجدوه صحیحا. قال: و کتب الیه محمد بن الفرج فی سنه ثمان و ثلاثین و مائتین هذا الحساب لا یتهیا لکل انسان ان یعمل علیه، انما هذا لمن یعرف السنین، و من یعلم متی کانت السنه الکبیسه، ثم یصح له هلال شهر رمضان اول لیله، فاذا صح الهلال للیلته و عرف السنین صح له ذلک ان شاء الله [۱۰۴۵] .
[۱۰۴۶] -۵۱- طوسی به سند خود از ابوعلی بن راشد نقل می کند که گفت: امام هادی علیه السلام در سال دویست و سی و دو هجری قمری به من نامه ای نوشت و تاریخ آن را «روز سه شنبه، یک شب از شعبان مانده» مشخص کرد [، و مفهوم آن این است که پنجشنبه اول ماه رمضان است]، [در بغداد،] روز چهارشنبه یوم الشک بود، از اینرو مردم آن [، ابتداء] پنجشنبه را اول ماه گرفتند، و [لی بعدا] گفتند که در شب پنجشنبه، هلال را [مرتفع] دیده اند به گونه ای که پس از شفق مغرب، زمانی دراز طول کشیده تا غروب کند [، و از این ارتفاع هلال، نتیجه گرفتند که اول ماه، چهارشنبه است نه پنجشنبه]. و من [با برداشت از آن تاریخ امام علیه السلام،] باور داشتم که پنجشنبه اول ماه است، ولی اول ماه در نزد مردم شهر ما بغداد، چهارشنبه بود [، از اینرو نامه ای به امام علیه السلام نوشتم، و چاره خواستم]، امام علیه السلام در پاسخم نوشت: خدا بر توفقیت بیفزاید، تو در آغاز ماه [که پنجشنبه است، اشتباه نکرده ای، بلکه] همچون ما عمل کرده ای. سپس [در فرصتی مناسب] خدمت امام علیه السلام رسیدم، و باز در این باره پرسیدم، فرمود: مگر به تو ننوشتم که روز پنجشنبه اول ماه است، و روزه ی ماه را جز با دیدن ماه آغاز نکن. [۱۰۴۷] -۵۲- کلینی با سند خود از سیاری نقل می کند که گفت: محمد بن فرج به امام هادی علیه السلام نامه نوشت، و از او پرسید: این که از پدران بزرگوار شما نقل شده که برای مشخص کردن روز اول ماه رمضان، از اولین روز رمضان سال گذشته پنج روز شمرده می شود، و روز پنجم را اولین روز رمضان سال آینده قرار می دهند آیا درست است؟ امام علیه السلام در پاسخ نوشت: درست است، ولی در هر چهار سالی، میان سال گذشته و سال آینده، پنج روز بشمار، و در سال پنجم، شش روز بشمار، آری غیر از سال پنجم، پنج روز است. سیاری می گوید: این تفاوت سال و پنجم، از جهت سال کبیسه است، و علمای ما محاسبه کرده اند، و آن را صحیح یافته اند. و محمد بن فرج در سال ۲۳۸ به من نوشت: هر کس نمی تواند به این عمل کند، این برای کسی است که سال ها، و در نتیجه سال کبیسه را می شناسد، او به خواست خدا می تواند از این راه به اولین شب رمضان پی ببرد.
حدیث امام هادی فضیلت ماه مبارک
[۱۰۴۸] -۵۳- و روی ایضا: عن محمد بن احمد بن داود، عن محمد بن الحسین بن احمد، عن عبدالله بن جعفر الحمیری، قال: حدثنی محمد بن الفضل البغدادی، قال: کتبت الی ابی الحسن العسکری علیه السلام: جعلت فداک، یدخل شهر رمضان علی الرجل فیقع بقلبه زیاره الحسین علیه السلام و زیاره ابیک ببغداد، فیقیم فی منزله حتی یخرج عنه شهر رمضان، ثم یزورهم، او یخرج فی شهر رمضان و یفطر. فکتب علیه السلام: لشهر رمضان من الفضل و الاجر ما لیس لغیره من الشهور، فاذا دخل فهو الماثور [۱۰۴۹] .
[۱۰۵۰] -۵۳- طوسی با سند خود از محمد بن فضل بغدادی نقل می کند که گفت: به امام هادی علیه السلام نوشتم: فدایت شوم! ماه رمضان می آید، و در دل انسان، هوای زیارت امام حسین علیه السلام، و زیارت پدر بزرگوار تو در بغداد می افتد، آیا در وطن خود بماند و روزه بگیرد تا ماه رمضان به پایان رسد، سپس به زیارت برود، یا در ماه رمضان مسافرت کند و افطار نماید؟ امام علیه السلام در پاسخ نوشت: ماه رمضان از آنچنان فضیلت و اجری برخوردار است که هیچ ماهی ندارد، پس چون رمضان آمد، به آن عمل شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *