امامت و رهبری، حاکمان زمان

تصریح بر امامت امام هادی

بزرگان شیعه به مسأله ی امامت اهمیت زیادی داده اند، زیرا که امامت از نظر آنها یکی از اصول اسلام است. این بزرگان همواره از امام حاضر، درباره ی امام بعدی سؤال می کردند تا پس از وی به او مراجعه کنند و به ولایت و اطاعت تسلیم شوند. گروهی از فرزانگان و افراد موثق اسلامی، احادیثی درباره ی امامت امام هادی علیه السلام از پدرش امام جواد علیه السلام به شرح ذیل نقل کرده اند: ۱- اسماعیل بن مهران اسماعیل بن مهران، در نخستین سفرش موقعی که وارد بغداد شد، به خدمت امام جواد علیه السلام شتافت و عرض کرد: «فدایت شوم، من در این حال بر شما بیمناکم، پس از شما چه کسی عهده دار امامت است؟» امام علیه السلام با لبخندی شیرین رو به وی کرد و فرمود: «در این سال، آن پیشامدی که تو تصور کرده ای اتفاق نخواهد افتاد.» [۴۸] . [ صفحه ۵۳] امام علیه السلام با این سخن آن ترسی را که اسماعیل، از سوء نیتی که خلیفه ی عباسی درباره ی امام داشت، برطرف کرد. و چون معتصم امام علیه السلام را احضار کرد، دوباره اسماعیل خواست امام پس از آن بزرگوار را بشناسد این بود که پرسید: «شما تشریف می برید، پس امام بعد از شما کیست؟…» این مرتبه امام علیه السلام گریه کرد، و از سفر خود بیمناک بود، و احساس می کرد که دوباره به مدینه برنمی گردد، از این رو امام پس از خود – یعنی فرزندش امام هادی علیه السلام – را تعیین کرد و فرمود: «اکنون که بیم جان من می رود، امر امامت پس از من بر عهده ی پسرم علی است…» [۴۹] . پیشگویی امام به حقیقت پیوست و معتصم عباسی، امام علیه السلام را در اوان جوانی و نشاط زندگی، مخفیانه کشت. ۲- خیرانی از جمله راویان حدیث بر امامت امام هادی علیه السلام، یکی از خیرانی است که از پدرش امام جواد علیه السلام روایت کرده که ما حدیث او را در بحثهای آینده نقل خواهیم کرد. ۳- صقر بن ابی دلف صقر بن ابی دلف از امام جواد علیه السلام حدیثی را بر امامت امام هادی علیه السلام نقل کرده، می گوید: از ابوجعفر محمد بن علی الرضا علیه السلام، شنیدم که می فرمود: «امام پس از من، پسرم علی است، فرمان او فرمان من، سخن او سخن [ صفحه ۵۴] من و اطاعت از او اطاعت من است و پس از وی امامت از آن فرزندش حسن است.» [۵۰] . ۴- یکی از شیعیان امام جواد علیه السلام موقعی که عازم بغداد بود، بصراحت به یکی از شیعیانش امامت فرزندش هادی علیه السلام را بیان کرد و فرمود: «من می روم و امر امامت به پسرم علی محول است و او همان سمتی را پس از من نسبت به شما دارد که من پس از پدرم بر شما داشتم.» [۵۱] . امام جواد علیه السلام در این حدیث بر ضرورت اطاعت از فرزندش تأکید فرموده و همان حقی را برای او نسبت به شیعیان قائل شده که عین همان را خود پس از پدر بزرگوارش داشته است. ۵- احمد بن ابی خالد احمد بن ابی خالد نصی را از امام جواد علیه السلام بر امامت فرزندش نقل کرده و می گوید که ابوجعفر علیه السلام پسرش امام هادی را وصی خود قرار داد. ما فرازهای این وصیت را در مباحث آینده نقل می کنیم. [۵۲] . شایان ذکر است که شیعه معتقد است که تعیین امام برخاسته از عواطف و تمایلات نفسانی نیست، بلکه امر امامت به دست خدای تعالی است و اوست که امام را برمی گزیند و تعیین می کند و پیامبر – صلی الله علیه و آله – فرمان خدا را ابلاغ می کند. و پیامبر (صلی الله علیه و آله) اعلان فرموده است که جانشینانش دوازده تن می باشند و نصوص فراوانی در این باره به تواتر رسیده است [۵۳] ، و امام هادی [ صفحه ۵۵] علیه السلام یکی از آن دوازده تن می باشد.
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی امام هادی (ع) نوشته آقای باقر شریف قرشی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *