اصحاب و شاگردان

اصحاب امام هادی علیه السلام – ابوهاشم داود بن القاسم الجعفری

علمای رجال ابوهاشم جعفری را موثق و با جلالت بسیار عظیم القدر و در پیش ائمه بزرگ منزلت توصیف کردهاند و امام رضا (ع)
صفحه ۷۵ از ۱۸۸
تا امام زمان (ع) را درک کرده و از همه آنها روایت کرده است و سید بن طاوس او را از وکلای ناحیه مقدسه شمرده است [ ۱۰ ] و
به وسیله او اخبار زیادی نقل شده است و اشعار جالب و نیکوئی هم در حق ائمه اطهار سروده است، ابن شهراشوب در مناقب درباره
اهل بیت اشعار زیادی از او نقل کرده است از جمله گفته: یا آل احمد کیف اعدل عنکم اعن السلامۀ و النجاه احول ذخر الشفاعۀ
جدکم لکبائری فیها عن اهل الوعید اصول شغلی بمدحکم و غیری عنکم بعدوکم و مدیحه مشغول گویند ابن عیاش کتابی در اخبار
ابوهاشم نوشته که شیخ طبرسی در اعلام الوری از آن نقل کرده است و این اخبار بیشتر درباره معجزات و کرامات امام هادی و امام
عسکری (علیهما السلام) میباشد از جمله: مرحوم شیخ صدوق در امالی از ابوهاشم روایت کرده که گفت وقتی فقر و ناداری بر من
شدت گرفت خدمت حضرت امام علی النقی (ع) شرفیاب شدم، فرمود: ابوهاشم کدام نعمتهای خدا را که به تو عطا کرده، میتوانی
اداء شکر آن بنمائی؟ ابوهاشم گفت: ندانستم چه جواب بدهم. خود آن حضرت فرمود: ایمان را روزی تو کرد که به سبب آن بدن
ترا بر آتش حرام نمود. و عافیت و تندرستی را نصیب تو ساخت و بدینوسیله ترا بر طاعت، کمک و اعانت نمود و قناعت را روزی
تو کرد، پس از ریختن آبرویت ترا حفظ کرد. ای ابوهاشم من این کلمات را به تو گفتم به جهت آنکه گمان کردم که تو اراده
کردهای از آنکه به تو اینهمه نعمت داده است، پیش من شکایت کنی، و دستور دادم به تو صد دینار بدهند آن را بگیر [ ۱۱ ]. از این
حدیث استفاده میشود که ایمان از تمام نعمتهای الهی افضل و بالاتر است و قبولی اعمال منوط به آن میباشد. و نیز از ابوهاشم
جعفری روایت شده که گفت: به مولایم امام هادی (ع) شکایت کردم که چون از خدمت آن حضرت از سامرا مرخص میشوم و به
بغداد بر میگردم، شدیداً شوق دیدار آن حضرت را پیدا میکنم و مرا جز این اسب باری مرکبی نیست و آن هم ضعیف و ناتوان
است. و از آن حضرت خواستم که مرا دعا کند تا قوت بیشتر پیدا کنم و زود زود به زیارتش بیایم. حضرت فرمود: قوّاک الله یا
اباهاشم و قوی ?بِرْذونَک خداوند به تو و یابویت قوت دهد. پس از دعای آن حضرت، چنان بود که ابوهاشم نماز صبح در بغداد
میخواند و بر یابوی خود سوار میگشت و آن همه مسافت ما بین بغداد و سامرا را طی میکرد وقت ظهر همان روز به سامرا
[ میرسید و اگر میخواست همان روز پس از زیارت امام به بغداد برمیگشت و این از کرامات امام بود که مشاهده میگشت. [ ۱۲
ابوهاشم در زمان امام حسن عسکری (ع) به زندان افتاد و با دعای امام (ع) از زندان آزاد شد، چنانکه گفته است: من از ضیق و
محنت زندان به امام عسکری نامه نوشتم و از وضع خود شکایت کردم، امام حسن عسکری (ع) در جوابم نوشت: انت تصلی الظهر
فی منزلک تو امروز نماز ظهر را در منزل خودخواهی خواند، همانطور که آن حضرت فرموده بود، من همان وقت آزاد شدم و نماز
ظهر را در منزل خود خواندم [ ۱۳ ]. ابوهاشم در سال ۲۶۱ ه در زادگاه خود در بغداد وفات کرد و در همانجا به خاک سپرده شد، او
۴]. و او از آل ابی طالب و نسب عالی داشت و پدرش قاسم مردی صاحب ورع و زهد و عبادت و علم و عقل و کثیر الروایۀ بود [ ۱
حاکم یمن و مردی بزرگ بوده و مادرش امحکیم دختر قاسمبن محمد ابن ابی بکر است.
برگرفته از کتاب دانستنی های امام هادی علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *