اصحاب و شاگردان

اصحاب امام هادی داود بن قاسم ابوهاشم جعفری

شیخ نجاشی در شرح حال وی گوید: داود بن قاسم بن اسحاق بن عبدالله بن جعفر بن ابی طالب، ابوهاشم جعفر رحمه الله نزد ائمه علیهم السلام دارای جایگاهی بزرگ و شریف القدر بوده و ثقه است. شیخ طوسی همان گونه او را مدح و توثیق نموده و فرموده: جماعتی را دیده از جمله امام رضا و امام جواد و امام هادی و امام عسکری و صاحب الامر علیهم السلام و از همه ی آن حضرات روایت نموده است. اخبار و مسایل و شعر خوبی دارد و نزد سلطان مورد احترام بوده است. ما در گذشته از ابوهاشم جعفری جریاناتی در ارتباط با زندگی امام هادی علیه السلام نقل نمودیم در اینجا نیز چند روایت را که از حضرت نقل نموده می آوریم:
خدا دوست دارد که در حرم امام حسین او را یاد نمایند
ابوهاشم جعفری می گوید: امام هادی علیه السلام در بیماریش کسی را نزد من فرستاد و قاصدی را نیز نزد محمد بن ابی حمزه فرستاد که خدمت وی شرفیاب شویم، محمد بن ابی حمزه پیش از من شرفیاب حضورش شد پس از آن به من گفت: امام هادی علیه السلام پیوسته می فرمود: کسی را بفرستید به حایر (حرم امام حسین علیه السلام تا برایم دعا کند).
به محمد گفتم: کاش می گفتی من به حایر می روم. سپس خودم خدمت حضرت مشرف شدم و عرض کردم: من به حایر می روم. حضرت فرمود: در این کار دقت نمایید. سپس فرمود: محمد نزد زید بن علی (یکی از نواده های زید شهید است) سری ندارد جریان را به زید می گوید و ناخوشایند من است که زید این را بشنود (شاید اگر می شنید به گوش متوکل می رسید و حضرت در معرض خطر قرار می گرفت). ابوهاشم گوید: من جریان را به علی بن بلال گفتم.
علی بن بلال گفت: امام هادی علیه السلام چه نیازی دارد که در حرم امام حسین علیه السلام و حایر او برایش دعا کنند خود او حایر است (یعنی او مانند امام حسین علیه السلام امام است و خانه وی مانند حرم امام حسین علیه السلام است).
ابوهاشم می گوید: در محله عسکر خدمت امام هادی علیه السلام شرفیاب شدم وقتی که خواستم برخیزم به من فرمود: بنشین. وقتی که با حضرت مأنوس شدم سخن علی بن بلال را خدمتش عرض کردم. فرمود: چرا به او نگفتی: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خانه کعبه را طواف می نمود و حجرالاسود را می بوسید در صورتی که حرمت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و حرمت مؤمن از حرمت خانه خدا بیشتر است و خدای سبحانه به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستور داد که روز عرفه در سرزمین عرفات باشد همانا اینها مکان هایی است که خداوند دوست دارد او را در آنها یاد نمایند پس من دوست دارم در جایی که خدا دوست می دارد از او درخواست حاجت شود، برایم دعا نمایند و حرم امام حسین علیه السلام از همان مکان هاست. [۱] .
چرا حضرت فاطمه را زهراء نامیدند
از کتاب فردوس الاخبار ابن شیرویه نقل شده که ابوهاشم جعفری گوید: به امام هادی علیه السلام عرض کردم: چرا حضرت فاطمه علیهاالسلام زهراء نامیده شد؟
فقال: «کان وجهها یزهر لامیرالمؤمنین علیه السلام من أول النهار کالشمس الضاحیه و عند الزوال کالقمر المنیر و عند غروب الشمس کالکوکب الدری». [۲] . فرمود: «برای این جهت که صورت مبارکش اول روز مانند خورشید تابان و هنگام ظهر مانند ماه درخشان و وقت غروب آفتاب همانند ستاره ی نورافشان برای امیرالمؤمنین علیه السلام تلألؤ می نمود».
بهشت را به بهانه می دهند نه بها
ابوهاشم جعفری می گوید: خدمت امام علی النقی علیه السلام مشرف شدم کودکی از کودکان حضرت آمد شاخه گلی به حضرت داد، حضرت آن را بوسید و بر دیده نهاد سپس آن را به من داد و فرمود: «یا أباهاشم من تناول ورده أو ریحانه فقبلها و وضعها علی عینیه ثم صل علی محمد و آل محمد – الائمه – کتب الله له الحسنات مثل رمل عالج و محی عنه السیئات مثل ذلک». [۳] .
«کسی که گلی یا سبزه خوشبویی را بگیرد و آن را ببوسد و بر دیده هایش بگذارد سپس بر پیامبر و ائمه علیهم السلام صلوات بفرستد خدای منان برای او حسناتی به اندازه ی ریگ های بیابان عالج (عالج سلسله کوه هایی است که از دهناء شروع و به نجد پایان می پذیرد) می نویسد و همانند آنها گناهانی از وی پاک نماید».
زمین های آمرزش و زمین های انتقام
ابوهاشم جعفری گوید: امام هادی علیه السلام فرمود:
«ان الله عزوجل جعل من أرضه بقاعا تسمی المرحومات أحب أن یدعی فیها فیجیب و ان الله عزوجل جعل من أرضه بقاعا تسمی المنتقمات فاذا کسب الرجل مالا من غیر حله سلط الله علیه بقعه منها فأنفقه فیها». [۴] . «همانا خدای عزوجل بقعه هایی از زمینش را خلق نمود که مرحومات (آمرزیده شدگان) نامیده می شود دوست دارد که در آنها از او درخواست حاجت شود پس جواب می دهد و همانا خدای عزوجل بقعه هایی از زمینش را آفرید که انتقام گیرنده ها نامیده می شود هرگاه شخصی از راه غیر حلال مالی را به دست آورد خداوند بقعه ای از آنها را بر او مسلط می نماید تا در آن هزینه نماید».
ابوهاشم جعفری اعلی الله مقامه درباره بیماری حضرت امام علی النقی علیه السلام شعر زیر را سروده است:
مادت الارض بی و ادت فؤادی++
و اعترتنی موارد العرواء
حین قیل الامام نضو علیل++
قلت نفسی فدته کل الفداء
مرض الدین لاعتلالک و اعتل++
وغارت له نجوم السماء
عجبا ان منیت بالداء والسقم++
و انت الامام حسم الداء
انت آسی الادواء فی الدین و++
الدنیا و محیی الاموات و الاحیاء [۵] .
زمین مرا تکان داد و دل تنگ شدم و آتش گرفتم.
وقتی که به من گفته شد امام علیه السلام بیمار و ضعیف شده گفتم: فدای او گردم.
از بیماری تو دین بیمار گردید و ستارگان آسمان تاریک شدند.
در شگفتم که تو به بیماری دچار شدی در حالی که تو امام و نابود کننده دردهایی.
تو طبیب دردهای دین و دنیا و زنده کننده مردگان و زنده هایی.
————————————————————————————————————————————–
پی نوشت ها:
[۱] کامل الزیارات، باب ۹۰، ح ۱٫
[۲] الامام الهادی من المهد الی اللحد، ص ۲۴۹ و ۲۵۰٫
[۳] کافی، ج ۶، ص ۵۲۵، ح ۵٫
[۴] همان، ص ۵۳۲، ح ۱۵٫
[۵] بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲۲۲٫
منبع: زندگانی عسکریین: امام علی النقی؛ عباس حاجیانی دشتی؛ موعود اسلام؛ چاپ اول ۱۳۸۶٫

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *