از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام علی النقی، هادی (ع) – بود من را در اینجا چند کلامی

بود من را در اینجا چند کلامی
به مرد غیرت و شیعه سلامی

و بغضم را به دندان می فشارم
و لعنت می فرستم بر حرامی

کنون حرفم به کل این جهان است
به هر مرد و زن و پیر و جوان است

و اما کل حرفانم در اینجا
به آن نطفه حرام بد زبان است

بدان که شیعیانش باوقارند
به پای نام آقا سر سپارند

که گفته زاده گاهت این دیاراست
همه گیلانـیان غـیرتـمدارند

در این خطه همه خادم براویند
فقط نامش برند،تادروضویند!…

بقای عمرو هستی راهمیشه
به ذکر نام زیبایش بـجویـند

در این وادی به میرزایش بنازند
همه گیلانیانش سرفرازند

چه بهجتها دراینجا پروریده
که دائم در سجودند و نمازند

تو یک مطرب وَ ابلیسان پرستی
تو دائم در شراب و خمر و مستی

تو همخوانی نداری با دیارم
تو دست هرچه کافر را ببستی

خودت گوشهرتت را گو که هستی
برون از آدمیـت پست پستی

بگیرد آتش ای ملعون زبانت
تو قلب مهدی ما را شکستی

به اسم اعظمش که خود وکیل است
و او بر شیعیان خود کفیل است

به نام نامی اش شکی ندارم
یقین در نطفه ات شیطان دخیل است

برای سـامرایـش بی قرارم
نـقـی بـوده همـه دارو ندارم

نجفی نیست،شهرت برتو ملعون
تو شاهین دوزخی نامت گذارم

به برق چشم شهلای ابالفضل
به عـزو جـای والای ابالفضل

سرت را از تنت ببریده شیعه
بـیـندازد جـلو پـای ابالفضل

نقی نامش بود پاک ومطهر
که قلب عالمی کرده منور

همینکه نام زیبایش بگویم
زمین وآسمان گردد معطر

به قربان مرام وخلق وخویش
شدم آواره وحیران به کویش

اگر یابنده ای بهر سعادت
نقی را در عبادتها بجویش

شاعر: عبدالحسین شفیع پور

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *