از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت امام علی النقی، هادی (ع) – اهل دردم، غم هادی دارم

اهل دردم، غم هادی دارم
سامرایی است دل بی تابم

زنده ی فیض مدام یارم
مرده ی یک نفس سردابم

امشب از خویش برون می آیم
تا به چشمان پرآبش گریم

گاه بر آهِ دلِ شعله ورش
گاه بر قبر خرابش گریم

کینه اهرمن تیره سرشت
با مدار طبق نور چه کرد

فتنه ی قوم پلید ابلیس
با جمال پسر حور چه کرد

دست تذویر دوباره بی رحم
آتش کینه ی خود را افروخت

در پس پرده ی تنهایی خود
مردی از نسل سلابت میسوخت

رفته رفته اثری سخت نمود
زهر در جان شریف آقا

در تب و تاب شد و سوسو زد
شمع چشمان شریف آقا

خاک بر فرق من از این جمله
همه چو بسمل به قفس پرپر زد

پسرش پاره گریبان گریان
در عزاداری او بر سر زد

جگر زهر چشیده یعنی
آب گردیدن گل در آتش

هر که از نسل علی شد مسموم
ناله زد فاطمه؛ مادر؛ آتش

تا نمانده به تن و دیده پر آب
سینه سوزان و لبش خشک ولی

زمزمه کرد و به سینه کوبید
که فدای تو حسین ابن علی

بر سر پای پسر سر بنهاد
لحظه ی آخر جان دادن بود

از لبش ذکر نمی افتاد و
یاد آن صحنه ی افتادن بود

یاد میکرد از آن ساعت که
از فراز فرس آقا افتاد

تشنه لب با بدن غرق به خون
گوشه ای در دل صحرا افتاد

یاد آن یوسف افتاده به چاه
گرگ ها دوروبرش زوزه کشان

گرگ وحشی تری از راه رسید
چنگ زد گرگ سرش زوزه کشان

گوش کن مابقی قِصّه ز من
گر چه این روضه دهد آزارت

سر بریدند و دوان سوی حرم
این بود معنی قتل و غارت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *