اخلاق و فضائل

اخلاق و فضائل امام هادی علیه السلام – جزای خیانت احسان

طبق آنچه محدّثین و مورّخین نقل کردهاند: شخصی به نام بُریحه عبّاسی از طرف متوکّل، مسئولیّت امامت نماز جمعه شهر مدینه و
مکّه را بر عهده داشت و جیره خوار او بود؛ جهت تقرّب به دستگاه، نامهای بر علیه امام علیّ هادی علیه السلام به متوکّل نوشت که
مضمون آن چنین بود: چنانچه مردم و نیز اختیارات مکّه و مدینه را بخواهی، باید حضرت علیّ هادی علیه السلام را از مدینه خارج
گردانی، چون که او مردم را برای بیعت با خود دعوت کرده است؛ و عدّهای نیز اطراف او جمع شدهاند. و بُریحه چندین نامه با
مضامین مختلف برای دربار فرستاد. با توجّه به این سخن چینیها و گزارشات دروغین؛ و این که شخص متوکّل نیز، دشمن
سرسخت امام علیّ علیه السلام و فرزندانش بود، لذا یحیی فرزند هرثمه را خواست و به او گفت: هر چه سریع تر به مدینه میروی و
علیّ بن محمّد علیهما السلام را از مسیر بغداد به سامراء میآوری. میگوید: در سال ۲۴۳ به مدینه رسیدم و چون آن حضرت آماده
حرکت و خروج از مدینه شد، عدّهای از مردم و بزرگان مدینه به عنوان مشایعت، امام را همراهی کردند که از آن جمله همین
بُریحه عبّاسی بود، مقداری راه که رفتیم بُریحه جلو آمد و به امام علیه السلام عرضه داشت: فهمیدهام که میدانی من با بدگوئی و
گزارشات کذب نزد متوکّل، سبب خروج تو از مدینه شده ام، چنانچه نزد متوکّل مرا تکذیب نمائی و از من شکایتی کنی، تمام
باغات و زندگی تو را آتش میزنم و بچّهها و غلامانت را نابود میکنم. آن حضرت، در جواب با آرامش و متانت فرمود: من
همانند تو آبرو ریز و هتّاک نیستم، شکایت تو را به کسی میکنم که من و تو و خلیفه را آفریده است. در این هنگام بُریحه با
خجالت و شرمندگی، روی دست و پای حضرت افتاد و ملتمسانه عذرخواهی و تقاضای بخشش کرد؟ امام هادی علیه السلام اظهار
( نمود: من تو را بخشیدم، و سپس به راه خود ادامه داد. ( ۲۰
برگرفته از کتاب دانستنی های امام هادی علیه السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *