امامت و رهبری، حاکمان زمان

ائمه معصومین مرکز و جایگاه و پایان خیر

اگر از خیر ذکری به میان آید، شما آغاز و ریشه و شاخه و مرکز و جایگاه و پایانش هستید. ائمه معصومین علیهم السلام نسبت به «خیر» دارای شش مقام هستند: [ صفحه ۱۸۳] ۱ – اول هر خیر ائمه طاهرینند. چرا که خداوند از آنها آغاز کرده و اولین موجودات و اولین آفریدگان الهی، امامان هستند و چون وجود آنها، خیر و برکت است، اولین خیرها آنها هستند. ۲ – اصل و ریشه خیر ایشان هستند. امامان معصوم علیهم السلام، مبدا تمام برکتها و خیرها میباشند. به گونهای که اگر آنها نبودند، هیچ موجودی خلق نمیشد. پس هیچ خیری به وجود نمیآمد. بنابراین ریشه و بنیان تمام خیرها، امامانند. ۳ – آنها فرعهای خیر و برکتند. چون خداوند وجود آنها را مایه خیر و برکت برای مردم قرار داده، پس آنها فرع خیر الهی هستند و یا اینکه وجود امام اصل است و اعمال و رفتار امام که منشاء خیرهاست، فرع. پس خیر، فرع وجود است. ۴ – هر یک از امامان معصوم علیهم السلام معدن خیر هستند. زیرا تمام اصول و فروع خیر نزد آنها است و هر کس خیرخواه است، باید آن را از آنان مطالبه نماید. ۵ – امامان معصوم علیهم السلام جایگاه و ماوای خیر میباشند. زیرا هیچ خیری یافت نمیگردد، مگر در نزد آنها و هیچ خیری صادر نمیگردد، مگر از آنها. البته بعضی نیز «ماویه» را عطف تفسیر بر «معدنه» دانستهاند. ۶ – ائمه طاهرین علیهم السلام پایان و منتهای خیر هستند. چون آنها خیر را به پایان رساندهاند و هیچگاه عمل ناقص از ایشان صادر نمیگردد. پس تمام خیرها به حد کمال، نزد ائمه است و آنها سبب ایجاد و بقای خیر هستند، پس منتهای خیرند. [ صفحه ۱۸۴] بعضی در تبیین فراز گفتهاند: اول چیزی که خداوند آفرید، نور ائمه معصومین علیهم السلام بود. پس آنها اول خیر در آفرینش الهی بودهاند. سپس از آن نور، موجودات دیگر را آفرید. پس هر خیری که در موجودات دیگر یافت شود، چون از نور ائمه آفریده شده است، آنها اصل، فرع، معدن و ماوای آن خیر میباشند. چه این خیرها ظاهری باشد، چه باطنی و معنوی. همچنین از نور ائمه اطهار علیهم السلام، بهشت و تمام نعمتهای بهشتی آفریده شده است. پس آنها پایان و منتهای خیر که بهشت است میباشند. بعضی دیگر این فراز را اینگونه تفسیر کردهاند: منظور از خیر، تمام محسنات و خوبیهایی است که وجود دارد. چه آنکه حسن و خوبی کلی باشد و چه جزئی و در وجود شخص خاصی وجود داشته باشد. پس به حسب کلی، هر چیزی که شریف، محبوب و مطلوب باشد، از خوبیها و خیرهاست. چه از امور دنیایی باشد (مانند علم)، چه از امور آخرتی (مانند نعمتهای بهشت) و چه آنکه آن خیرهای ظاهری باشد (مانند دین و اعمال صالح) و چه باطنی باشد (مانند عصمت، ولایت و…). ائمه معصومین علیهم السلام اول کسانی هستند که به صفات خیر باطنی متصف گردیده و در این وادی گوی سبقت را از دیگران ربودهاند و آنچنان در صفات حمیده باطنی پیش رفتهاند که اصل و فرع خیر و محسنات گشته و در این وادی کاملترین شدهاند. به نحوی که کس دیگری به این درجه از کمال دست نیافته و نمییابد. لذا معدن و ماوای تمام صفات حمیده و محسنات نیکو [ صفحه ۱۸۵] گردیدهاند و آنها در نهایت آن صفات به سر میبرند و منتهای تمام آن اوصافاند.
پدر و مادرم و خودم به فدای شما. چگونه ثنای نیکویتان را توصیف کنم. زائر به خاطر عدم احاطه بر صفات ائمه معصومین علیهم السلام و عدم شناخت کامل آنان، هیچگاه نمیتواند آن ذوات مقدس را مدح کامل نماید. همچنان که در فرازهای قبل بر این نکته اقرار داشته و گفته است: «ولا ابلغ من المدح کنهکم»: من به کنه مدح شما دست نمییابم. در این فراز نیز زائر از توصیف ثنای نیک معصومین علیهم السلام اظهار عجز و ناتوانی کرده و اگر چه ممکن است بعضی از صفات ائمه معصومین علیهم السلام را درک کرده باشد، ولی از بیان آن همه حسن نیکوی حضرات ائمه معصومین علیهم السلام عاجز است. لذا نمیتواند ثناگو و مدحگوی خوبیهای آنان باشد.
و چگونه بلاهایی که شما به خوبی از پس آن برآمدید را، شماره کنم. «بلاء» به سه معنا آمده است:
برگزیده کتاب اسرار دلبران: تاملی در زیارت جامعه نوشته آقای احمد سجادی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *