معجزات و کرامات

ائمه معصومین برگزیدگان خدا بر بندگان

«اصطفاکم» به معنی شما را انتخاب کرد و برگزید میباشد که در فراز «المصطفون» و «صفوه المرسلین» توضیح داده شد. در این فراز به ائمّه علیهم السلام میگوییم: خداوند متعال به سبب علم و دانشش شما را برگزید [ صفحه ۱۴۰] و این گزینش تصادفی نبوده، بلکه بر اساس علم الهی است و خداوند متعال با علم بیپایان خود میدانسته هیچ کس (از اوّلین تا آخِرین افراد بشر) جز ذوات مقدّس دوازده امام علیهم السلام، شایستگی مقام امامت و رهبری جامعه را پس از اشرف مخلوقاتش حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله ندارد، لذا آنان را برگزید. قال ابو عبداللّه علیه السلام:«… وَ صَلِّ عَلی مُحمَّد و الِهِ الطاهِرینَ الاَخْیارِ، الاَتْقیاءِ الاَبْرارِ، الذینَ انتَجَبْتَهُم لِدینِکَ و اصْطَفَیْتَهُم مِن خَلْقِک و اِئتَمَنْتَهُم عَلی وَحْیِکَ وَ جَعَلْتَهم خَزائِنَ عِلْمِکَ…». [۲۶۹] . امام صادق علیه السلام فرمودند:… خداوندا درود فرست بر محمّد وخاندان برگزیدهاش، همانها که تقواپیشگان و ابرار هستند و آنان را برگزیدی برای دینت و گزینش کردی از میان خلقت و امین دانستی بر وحی خود و قرار دادی آنان را گنجوارههای علمت…. در دعای عشرات به همین مضمون اشاره کرده، پس از شهادت بر ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام میگوییم: «اَشْهَدُ اَنَّ الاَئِمَّهَ مِن وُلدِه هُم الاَئِمَهُ الهُداهُ المَهْدُیونَ… وَ اصْطَفَیتَهُم عَلی عِبادِکَ…». شهادت میدهم که امامان معصوم علیهم السلام از فرزندان حضرت علی علیه السلام، امامان هدایت و هدایتشدگان و برگزیدگان تو بر بندگانت میباشند….
وارتضاکم لغیبه
«ارتضاکم» شما را پسندید، برگزید و رضایت داد. «غیب» در مقابل «حضور» قرار دارد و به چهار امر اطلاق میگردد: ۱ – اموری که با حواس ظاهری درک نمیشود. مانند: [ صفحه ۱۴۱] «فَقَالَ مَا لِیَ لَآ اَرَی الْهُدْهُدَ اَمْ کَانَ مِنَ الْغَآئِبِینَ». [۲۷۰] . (سلیمان) گفت: مرا چه شده چرا هدهد را نمیبینم، یا اینکه او از غایبان است. ۲ – مکانهایی که از دید ما پنهان هستند. مانند: «اَلْقُوهُ فِی غَیَابَتِ الْجُبِّ». [۲۷۱] . او (یوسف) را در نهانگاهِ چاه بیفکنید. ۳ – اموری که به آن علم نداریم و آن علوم نزد خداوند است. مانند: «رَجْمًا بِالْغَیْبِ…». [۲۷۲] . همه اینها سخنانی پنهانی (بیدلیل) است…. ۴ – معارفی که به آن دسترسی نداریم. مانند: «عَالِمُ الْغَیْبِ…». [۲۷۳] . دانای غیب اوست…. «ارتضاکم لغیبه» یعنی ای امامان معصوم، خداوند شما را برای آگاهی بر غیب خود و مطالبی که حواس ظاهری بدان دسترسی ندارد و علم و معرفتی که دیگران از درک آن عاجز هستند، برگزید و بر دارا بودن غیب برای شما رضایت داد و شما را با رضایت کامل، علم و معرفت غیبی عنایت فرمود و بر تمامی امور غیب آگاه نمود. فقالَ ابوجعفر علیه السلام:«… وَ امّا قولُهُ «عالم الغیب» فانّ اللّه عزّ و جلّ عالمٌ بما غابَ عنْ خلقِهِ فیما یقدِرُ منْ شیءٍ وَ یَقضیهِ فی عِلمِهِ قبلَ انْ یخلقَهُ وَ قبلَ اَنْ یُفضیَهُ إِلَی الملآئکه فذلکَ یا حُمرانُ! عِلْمٌ موقوفٌ عندهُ الیهِ فیهِ المشیئهُ فیقضیهِ إذا اراد و یبدولَهُ فیه فلا یُمضیهِ، فامَّا العلمُ الّذی یُقدّرُهُ اللّه عزّ و جلّ فیقضیهِ و یُمْضیهِ فهُوَ العِلْمُ الّذی انتهی إلی رسولِ اللّهِ صلی الله علیه وآله ثُمَّ إلینا». [۲۷۴] . [ صفحه ۱۴۲] حمران ابن اعین میگوید: امام باقر علیه السلام فرمود: تفسیر «عالم الغیب» این است که خداوند دانا به مقدّراتی است که از مخلوقاتش پنهان است و آنها را در علم خودش، قبل از آفرینش و قبل از آنکه به فرشتگان فرمان دهد، در عالم قضا میآفریند و این علمی است که در نزد خداوند است و زمانی که اراده کند بر آن لباس وجود میپوشاند و هر گاه بداء یا تغییر در علم خداوند حاصل شود، از آن صرفنظر مینماید. امّا علمی که خداوند در عالم قضا آفریده و به آن لباس وجود پوشانده، همان علمی است که به حضرت رسول صلی الله علیه وآله و سپس به ما اهلبیت علیهم السلام رسیده است. پس امام علیه السلام به علم غیب الهی آگاه است. سال اَبَا الحسنِ علیه السلام رَجُلٌ منْ اَهْلِ فارسٍ فقالَ لَهُ: اَتَعْلَمُونَ الْغیبَ؟ فقالَ: قالَ ابوجعفرٍ علیه السلام: «یُبْسَطُ لَنَا الْعِلْمُ فَنَعْلَمُ وَ یُقْبَضُ عَنَّا فَلا نَعْلَمُ». [۲۷۵] . مردی از اهل فارس از امام کاظم علیه السلام سوال کرد: آیا شما غیب میدانید؟ حضرت پاسخ دادند: جدّم امام باقر علیه السلام فرمودند: خداوند به ما علم را میبخشد و ما آن را دریافت میکنیم و وقتی میگیرد ما نمیدانیم. باید توجّه داشت که عالم به اسرار و علوم غیب، فقط خداوند است و او به پیامبران و رسولان خود، غیب را میآموزد [۲۷۶] و امامان از طریق پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بر علوم غیبی اطّلاع مییابند. چون آنان در تبلیغ، شریک پیامبر صلی الله علیه وآله میباشند. البتّه رسالت دو بُعد دارد: بُعد «ارتباط با خداوند» که شراکتبردار نیست و بُعد «ارتباط با مردم و تبلیغ دین» که شراکتبردار است. به دلیل آنکه موسی از خداوند خواست تا هارون را در امرِ تبلیغ دین شریکِ او قرار دهد. [ صفحه ۱۴۳] «وَ اَشْرِکْهُ فِی اَمْرِی». [۲۷۷] . و او (هارون) را در کارم شریک ساز. لذا موسی و هارون نزد فرعون رفتند و گفتند: «فَقُولَآ إِنَّا رَسُولَا رَبِّکَ…». [۲۷۸] . و بگویید: ما فرستادگان پروردگار توایم…. این در حالی است که هارون، رسول نبوده بلکه در امر رسالت، شریک بود. ولی حکم شریک همان حکم فردِ اصلی است و باز موسی علیه السلام از خداوند خواست که هارون را وزیر او گرداند. «وَ اجْعَل لِّی وَزِیرًا مِّنْ اَهْلِی، هَارُونَ اَخِی». [۲۷۹] . و وزیری از خاندانم برای من قرار ده. برادرم هارون را. پیامبر صلی الله علیه وآله نیز به علی علیه السلام فرمودند: «یا عَلی اَنتَ منّی بِمَنزلَه هارون مِن موسی». [۲۸۰] . ای علی تو برای من به منزله هارون برای موسی هستی. یعنی تو شریک و وزیر من در «ارتباط با مردم، تبلیغ دین و ابلاغ» هستی. امیرالمومنین علیه السلام در خطبه قاصعه میفرمایند: پیامبر صلی الله علیه وآله رو به من کرد و فرمود: «اِنَّک تَسْمَعُ ما اَسْمَعُ وَ تَری ما اَری اِلاَّ اَنَّکَ لَسْتَ بِنَبیٍ وَ لکِنَّکَ لَوَزیرٌ…». [۲۸۱] . آنچه من میشنوم تو نیز میشنوی و آنچه من میبینم تو هم میبینی. ولیکن فرق من با تو در آن است که من در مقام نبوّت هستم و تو در مقام وزارت…. پس همانگونه که علی علیه السلام وزیر و شریک پیامبر صلی الله علیه وآله و واقف بر علوم غیبی است، ائمّه معصومین علیهم السلام نیز مقام وزارت رسول خدا صلی الله علیه وآله را دارا بوده و عالم به غیب میباشند. [ صفحه ۱۴۴]
برگرفته از کتاب پرچم داران هدایت نوشته آقای احمد سجادی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *